law abiding

/ˈlɑːəˈbaɪdɪŋ//lɔːəˈbaɪdɪŋ/

پیرو قانون، مطیع قانون، دادیک گرای، قانون مند، مطیع قانون پیرو قانون

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: law-abidingness (n.)
• : تعریف: obeying or observing the law.
متضاد: lawbreaking
مشابه: lawful, observant

به انگلیسی

• a law-abiding person always obeys the law.

پیشنهاد کاربران

قانون مدار
مطابق قانون، طبق قانون
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما