lapel

/ləˈpel//ləˈpel/

معنی: برگردان، برگردان یقه
معانی دیگر: یقه ی کت (یقه ی پیراهن را می گویند: collar)، یقه ی پالتو

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: lapelled (adj.)
• : تعریف: an extension of a collar down the front of the chest and folded back toward it over the front of the garment.

جمله های نمونه

1. A silver brooch was pinned to her lapel.
[ترجمه گوگل]سنجاق نقره ای به یقه اش چسبانده شده بود
[ترجمه ترگمان]یک سنجاق سینه نقره ای به یقه او سنجاق شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A flower was pinned to/in her lapel.
[ترجمه گوگل]گلی به/در یقه اش چسبانده شده بود
[ترجمه ترگمان]یک گل روی یقه او سنجاق شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was wearing a carnation in his lapel.
[ترجمه گوگل]میخک در یقه اش بسته بود
[ترجمه ترگمان]یک میخک در یقه برگردان داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Elizabeth absent-mindedly picked a thread from his lapel.
[ترجمه گوگل]الیزابت با غیبت نخی از یقه اش برداشت
[ترجمه ترگمان]الیزابت با حواس پرتی نخ را از یقه کتش برداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She pinned a large amethyst brooch to her lapel.
[ترجمه گوگل]او یک سنجاق بزرگ از آمتیست را به یقه اش چسباند
[ترجمه ترگمان]سنجاق سینه بزرگی به یقه کتش سنجاق کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She glanced briefly at his lapel badge.
[ترجمه گوگل]نگاهی کوتاه به نشان برگردان او انداخت
[ترجمه ترگمان]نگاهی کوتاه به نشان lapel انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. What is that badge on your lapel?
[ترجمه گوگل]آن نشان روی یقه شما چیست؟
[ترجمه ترگمان]اون نشان روی یقه your چیه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Sandy has hold of my lapel in the lightest way, instructing me in a murmur.
[ترجمه گوگل]سندی یقه ی من را به سبک ترین شکل گرفته است و به من زمزمه کردن را آموزش می دهد
[ترجمه ترگمان]سندی به آرامی یقه مرا می گیرد و زیر لب زمزمه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Brown stains appeared on the lapel of his new coat.
[ترجمه گوگل]لکه های قهوه ای روی یقه کت جدیدش ظاهر شد
[ترجمه ترگمان]لکه های قهوه ای روی یقه کت جدیدش ظاهر شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. There is a lot of lapel twitching.
[ترجمه گوگل]انقباض برگردان زیاد است
[ترجمه ترگمان] یه عالمه یقه باز هست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I packed my AK-47 lapel pin, my polyester-blend suit and some white shoes for sporty occasions.
[ترجمه گوگل]سنجاق یقه ای AK-47، کت و شلوار ترکیبی پلی استر و چند کفش سفید را برای مناسبت های اسپرت بسته ام
[ترجمه ترگمان]من AK - ۴۷ ام، کت و شلوار جین - و برخی از کفش های سفید را برای مسابقات ورزش بسته بندی کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He doesn't drink, and proudly displays a lapel badge proclaiming the fact.
[ترجمه گوگل]او مشروب نمی‌نوشد و با افتخار یک نشان یقه‌ای نشان می‌دهد که این واقعیت را اعلام می‌کند
[ترجمه ترگمان]او مشروب نمی زند، و مغرورانه یک نشان یقه برگردان را نشان می دهد که این حقیقت را اعلام می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Writer Tim Cahill likes to hand out commemorative lapel pins.
[ترجمه گوگل]تیم کیهیل، نویسنده، دوست دارد سنجاق های یقه ای به یادگار بدهد
[ترجمه ترگمان]نویسنده تیم Cahill دوست دارد commemorative را به او نشان دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Mrs Young wore hers boldly on her lapel.
[ترجمه گوگل]خانم یانگ لباس خود را جسورانه روی یقه اش می پوشید
[ترجمه ترگمان]خانم یانگ با گستاخی او را روی یقه کتش گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. You can pick up shoulder patches, lapel pins, badges, and more.
[ترجمه گوگل]می توانید تکه های شانه، پین برگردان، نشان ها و موارد دیگر را بردارید
[ترجمه ترگمان]میتونی شونه هات، یقه برگردان و تعداد بیشتری رو انتخاب کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

برگردان (اسم)
chorus, translation, lapel, refrain, repetend, revers

برگردان یقه (اسم)
lapel

انگلیسی به انگلیسی

• front part of a coat or jacket which is folded back and forms a continuation of the collar
the lapels of a jacket or coat are the two parts at the front that are folded back on each side and join the collar.

پیشنهاد کاربران

Lapel has one main meaning:
The front part of a coat or jacket that folds back on each side, just below the collar. It's the folded flaps you see on suit jackets.
It's where people sometimes put small pins or flowers.
...
[مشاهده متن کامل]

Lapel فقط یک معنی اصلی داره:
اون یقهی جلوی کت یا پالتو که دو طرفش برگشته، درست زیر گلو. همون لبه های برگشتهی ی کتهای رسمی که میبینی.
بعضیها روش سنجاق یا گل کوچک میذارن.
مثال:
� He wore a red flower on his lapel. ( یه گل قرمز روی یقهی کتش زده بود )
� The suit has wide lapels. ( کت یقه های پهنایی داره )

lapel microphone: میکروفون یقه ای
تلفظ: لِپِل
یقه برگردان/ برگردان یقه ( قسمت تا شده جلوی کت یا ژاکت زیر یقه - اسم )
His lapel was so heavy with badges, it dragged his suit jacket down like a sad, sartorial anchor.
لبه یقه
lapel ( n ) ( ləˈpɛl ) =one of the two front parts of the top of a coat or jacket that are joined to the collar and are folded back
lapel
کت با یقه انگلیسی یا یقه شکاری