land the role of

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• نقش . . . را به دست آوردن / نقش . . . را گرفتن
• برای نقش . . . انتخاب شدن / نقش . . . را کسب کردن
• به نقش . . . رسیدن / نقش . . . را برنده شدن
• نقش . . . را تصاحب کردن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• She rose to fame after landing the role of Mildred Roper.
او پس از به دست آوردن نقش میلدرد روپر، به شهرت رسید.
• He landed the role of Hamlet in the new production.
او نقش هملت را در آن نمایش جدید به دست آورد.
• Landing the role of a lifetime changed her career.
به دست آوردن نقش رویایی اش، مسیر حرفه اش را عوض کرد.