🔸 معادل فارسی:
• اصابت کردن / هدف قرار دادن ( به ویژه با موشک یا بمب )
• ضربه زدن / حمله یِ مؤثر انجام دادن
• به هدف خوردن / برخوردِ دقیق با هدف
🔸 مثال:
۱. "Israeli airstrikes landed hits on several Hezbollah positions in southern Lebanon. "
... [مشاهده متن کامل]
حملاتِ هواییِ اسرائیل به چندین موضعِ حزب الله در جنوبِ لبنان اصابت کرد.
۲. "The artillery unit successfully landed hits on enemy bunkers after hours of shelling. "
یگانِ توپخانه پس از ساعت ها گلوله باران، موفق شد به سنگرهایِ دشمن اصابت کند.
۳. "Satellite images confirmed that the cruise missiles landed hits on the targeted ammunition depots. "
تصاویر ماهواره ای تأیید کرد که موشک هایِ کروز به انبارهایِ مهماتِ هدف گذاری شده اصابت کرده اند.
• اصابت کردن / هدف قرار دادن ( به ویژه با موشک یا بمب )
• ضربه زدن / حمله یِ مؤثر انجام دادن
• به هدف خوردن / برخوردِ دقیق با هدف
🔸 مثال:
... [مشاهده متن کامل]
حملاتِ هواییِ اسرائیل به چندین موضعِ حزب الله در جنوبِ لبنان اصابت کرد.
یگانِ توپخانه پس از ساعت ها گلوله باران، موفق شد به سنگرهایِ دشمن اصابت کند.
تصاویر ماهواره ای تأیید کرد که موشک هایِ کروز به انبارهایِ مهماتِ هدف گذاری شده اصابت کرده اند.