land against

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• فرود آمدن روی ( چیزی ) با برخورد
• برخاستن یا وارد شدن علیه ( کسی/چیزی )
• ( در مفهوم استعاری ) در مقابلِ چیزی قرار گرفتن یا در واکنش به آن مطرح شدن
🔸 مثال ها:
• "His punch landed against his opponent's jaw. "
...
[مشاهده متن کامل]

مشتِ او روی آرواره ی حریف فرود آمد.
• "The news landed against a background of rising tensions. "
این خبر در شرایطی منتشر شد که تنش ها در حال افزایش بود.
• "Her criticism landed against the government's new policy. "
انتقادِ او در مقابلِ سیاستِ جدیدِ دولت وارد شد ( یا علیه آن مطرح گشت ) .