laid out

پیشنهاد کاربران

شکل گذشته ی فعل lay out
ارنج کردن چیزی که باعث دیده شدن بهتر میشود. توضیح دادن چیزی. مرده را درمعرض دید شرکت کنندگان در مراسم خاکسپاری قبل از دفن
چیدمان شده
قرار گرفته
Arranged in a pattern
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما