lacrimation


معنی: ایجاد اشک
معانی دیگر: اشک ریزی، اشک تراوی (بهنجار یا نابهنجار)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: secretion of tears, esp. an excessive amount.

مترادف ها

ایجاد اشک (اسم)
lacrimation

به انگلیسی

• secretion of tears, production of tears (especially in excess)

ارتباط محتوایی

معنی اصلیایجاد اشکمعانی متفرقهاشک ریزی، اشک تراوی (بهنجار یا نابهنجار)بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: secretion of tears, esp. an excessive amount.مترادفایجاد اشک (اسم) lacrimationانگلیسی به انگلیسیsecretion of tears, production of tears (especially in excess)
معنی lacrimation، مفهوم lacrimation، تعریف lacrimation، معرفی lacrimation، lacrimation چیست، lacrimation یعنی چی، lacrimation یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف l، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف l، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف l، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف l
کلمه بعدی: lacrimator
اشتباه تایپی: مشزقهئشفهخد
آوا: /لکریمتین/
عکس lacrimation : در گوگل
معنی lacrimation

پیشنهاد کاربران

آب از چشم امدن در پزشکی
اشک ریزش
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما