lacrimation


معنی: ایجاد اشک
معانی دیگر: اشک ریزی، اشک تراوی (بهنجار یا نابهنجار)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: secretion of tears, esp. an excessive amount.

مترادف ها

ایجاد اشک (اسم)
lacrimation

به انگلیسی

• secretion of tears, production of tears (especially in excess)

پیشنهاد کاربران

آب از چشم امدن در پزشکی
اشک ریزش
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما