lack of anticipation

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• نبود پیش بینی | فقدان آینده نگری
• عدم پیش نگری | کمبود دوراندیشی
• نداشتن آمادگی قبلی | بی توجهی به پیش بینی
🔸 مثال ها:
• The crisis exposed a serious lack of anticipation by the government.
...
[مشاهده متن کامل]

این بحران نبود جدی پیش بینی و آینده نگری دولت را آشکار کرد.
• The company’s failure was partly due to a lack of anticipation of market changes.
شکست این شرکت تا حدی به دلیل نبود پیش بینی تغییرات بازار بود.
• A lack of anticipation left the city unprepared for the flood.
نبود پیش نگری باعث شد شهر برای سیل آماده نباشد.
• The report criticized the lack of anticipation in disaster planning.
این گزارش فقدان پیش بینی در برنامه ریزی برای بلایا را مورد انتقاد قرار داد.