laburnum

/ləˈbɜːrnəm//ləˈbɜːnəm/

(گیاه شناسی) جنس لابورنم (درختان و بته های خانواده ی pea که زهرین بوده و برگ های سه بخشی دارند)، جنس گیاه پروانه، درخت پروانه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: any of several ornamental trees or shrubs bearing hanging clusters of yellow flowers.

جمله های نمونه

1. My address is No 22 Laburnum Close so his must be No 2
[ترجمه گوگل]آدرس من شماره 22 Laburnum Close است، بنابراین او باید شماره 2 باشد
[ترجمه ترگمان]آدرس من ۲۲ Laburnum نزدیک نیست، بنابراین باید شماره ۲ هم باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Imagine the effect of a pergola, ablaze with laburnum.
[ترجمه گوگل]اثر آلاچیق را تصور کنید که با لابورنوم شعله ور شده است
[ترجمه ترگمان]تاثیر یک pergola را تصور کنید که با laburnum به آتش کشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She sweeps the fallen laburnum flowers in the spring and autumn leaves in autumn.
[ترجمه گوگل]او در بهار گل های لابورنوم افتاده و در پاییز برگ های پاییزی را جارو می کند
[ترجمه ترگمان]او گل های laburnum را در پاییز و برگ های پاییزی در پاییز می زند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Deadly nightshade, laburnum and curare are all extremely poisonous and peppermint oil can cause gastric ulcers.
[ترجمه گوگل]شبگرد مرگبار، لابورنوم و کوره بسیار سمی هستند و روغن نعناع می تواند باعث زخم معده شود
[ترجمه ترگمان]مسمومیت کشنده، laburnum و curare به شدت سمی هستند و روغن نعناع می تواند باعث زخم معده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. My address is No 22 Laburnum Close so his must is No 2
[ترجمه گوگل]آدرس من شماره 22 Laburnum Close است بنابراین باید شماره 2 باشد
[ترجمه ترگمان]آدرس من ۲۲ Laburnum نزدیک نیست، بنابراین باید شماره ۲ هم باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. And where my brother set The laburnum on his birth-day.
[ترجمه گوگل]و جایی که برادرم در روز تولدش Laburnum را گذاشت
[ترجمه ترگمان]و برادرم The را در روز تولدش تعیین کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The dividing wall was placed so a well established laburnum remained in one corner of their garden.
[ترجمه گوگل]دیوار جداکننده طوری قرار داده شده بود که در گوشه ای از باغشان یک لابورنوم مستقر باقی مانده بود
[ترجمه ترگمان]دیوار حایل در گوشه ای از باغ قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A scent came to her nostrils, like the mingled smell of laburnum honey and lobster thermidor.
[ترجمه گوگل]بویی به مشامش آمد، مانند بوی مخلوط عسل لابورنوم و ترمیدور خرچنگ
[ترجمه ترگمان]عطر به مشامش رسید، مثل بوی مخلوط عسل عسل و خرچنگ دریایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. As darkness falls they proudly show me round a garden full of laburnum and hollyhocks over which towers an oak.
[ترجمه گوگل]با فرود آمدن تاریکی، آنها با افتخار دور باغی پر از لابورنوم و هالی ها را به من نشان می دهند که بر فراز آن بلوط برجست
[ترجمه ترگمان]وقتی تاریکی فرو می افتد، با غرور و تکبر به من در پیرامون یک باغ پر از گل زنبق و زنبق نشان می دهند که برج یک بلوط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Soil loss is produced in three stages of the process of planting asiatic laburnum as soil preparation stage, cultivation stage and period after plantation.
[ترجمه گوگل]ریزش خاک در سه مرحله از فرآیند کاشت لابورنوم آسیایی به عنوان مرحله آماده سازی خاک، مرحله کشت و دوره پس از کاشت تولید می شود
[ترجمه ترگمان]از دست دادن خاک در سه مرحله از فرآیند کاشت asiatic laburnum به عنوان مرحله آماده سازی خاک، مرحله کشت و دوره پس از کشت تولید می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Any of several trees or shrubs of the genus Laburnum, especially L. anagyroides, which is cultivated for its drooping clusters of yellow flowers.
[ترجمه گوگل]هر یک از چندین درخت یا درختچه از جنس Laburnum، به ویژه L anagyroides، که برای خوشه های آویزان گل های زرد آن کشت می شود
[ترجمه ترگمان]هر کدام از چند درخت یا بوته از جنس Laburnum، به خصوص L anagyroides که برای خوشه های بسته گل زرد، پرورش داده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• any of a number of small trees which bear long clusters of yellow flowers
a laburnum is a small tree. it has long stems of yellow flowers and poisonous seeds. laburnums are often planted in gardens.

پیشنهاد کاربران

درخت پروانه، درختی زینتی با گل های زرد معطر که به حالت آبشاری آویزانند. از تیره باقلاییان.
درخت پروانه