برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

lumber

/ˈləmbər/ /ˈlʌmbə/

معنی: الوار، تیربریده، تخته، سلانه سلانه راه رفتن، الوار را قطع کردن، سنگین حرکت کردن، چوب بری کردن
معانی دیگر: از خرت و پرت پر کردن، (با اثاثیه ی زیادی) انباشته کردن یا راه را بند آوردن، از خرده ریز مملو کردن، (انگلیس - عامیانه - با: with) سربار شدن، تحمیل کردن یا شدن، (امریکا) درخت بریدن و الوار کردن، تنه ی درختان را برای الوار سازی بریدن، (از چوب) الوار، درود، لاپه (در انگلیس بیشتر می گویند: timber)، (اسباب خانه و مبل و غیره که در جایی رویهم انبار شده باشد) خرت و پرت، اثاث کهنه، اشیای زائد و بی مصرف، (به کندی و با سر و صدا) حرکت کردن، لق لق کنان رفتن

بررسی کلمه lumber

اسم ( noun )
• : تعریف: logs cut into planks and the like for use in carpentry or building.
مترادف: wood
مشابه: boards, planks, timber
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: lumbers, lumbering, lumbered
• : تعریف: to cut trees for commercial use as lumber.
مترادف: log
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: lumberer (n.)
• : تعریف: to cut trees in (an area).
مترادف: log
مشابه: fell
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: lumbers, lumbering, lumbered
مشتقات: lumbering (adj.)
• : تعریف: to move with heavy clumsiness.
مترادف: shamble
مشابه: barge, clump, flounder, plod, stomp, stumble, trudge, waddle

واژه lumber در جمله های نمونه

1. lumber piled on the job
الواری که در محل کار انباشته شده است

2. a lumber yard
فروشگاه الوار

3. green lumber
الوار تر

4. to season lumber
الوار را به عمل آوردن

5. tow team lumber
با اسب الوار بردن

6. he did not wish to lumber his mind with such trivialities
او نمی‌خواست مغز خود را از این لاطایلات انباشته کند.

7. the currents of the river carried the lumber to the sea
جریان رودخانه الوار را به دریا برد.

8. farmers were lumbering their woods and sending them to lumber yards
کشاورزان بیشه‌های خود را برای الوار سازی می‌بریدند و به چوب فروشی‌ها می‌فرستادند.

9. The truck was sent to carry lumber. sentence dictionary
[ترجمه ترگمان]کامیون برای حمل الوار فرستاده شد فرهنگ لغت
[ترجمه گوگل]کامیون برای حمل چوب فرستاده شد فرهنگ لغت جمله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Lea Lumber makes plywood parts for furniture makers and other manufacturing concerns.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف lumber

الوار (اسم)
timber , lumber , planking
تیربریده (اسم)
lumber
تخته (اسم)
stock , shield , sheet , board , plank , lumber , tablet , ledger
سلانه سلانه راه رفتن (فعل)
canter , lumber
الوار را قطع کردن (فعل)
lumber
سنگین حرکت کردن (فعل)
thump , lumber , trundle
چوب بری کردن (فعل)
lumber

معنی عبارات مرتبط با lumber به فارسی

کشتی تیر بر
چوب بر، الوار درست کن
انبار خرت وپرت، پشتک

معنی lumber در دیکشنری تخصصی

lumber
[عمران و معماری] الوار

معنی کلمه lumber به انگلیسی

lumber
• trees that have been sawed into rough planks; useless items that have been put in storage; something which encumbers; excess fat
• move heavily or awkwardly; make a rumbling sound; accumulate, collect, clutter with useless objects; chop down trees and saw them into rough planks and boards
• lumber consists of wood that has been roughly cut up; used in american english.
• if someone lumbers somewhere, they move there slowly and clumsily.
• if you are lumbered with a task, you have to do it even though you do not want to; an informal expression.
lumber mill
• place where wood is cut into boards
lumber spine
• lowest part of the spine that contains five vertebrae
lumber trade
• commercial trading of wood products, buying selling and manufacturing of wood
lumber yard
• warehouse for wood

lumber را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Metis
لک و لوک کنان راه رفتن، عنر عنر راه رفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lumber
کلمه : lumber
املای فارسی : لومبر
اشتباه تایپی : معئذثق
عکس lumber : در گوگل

آیا معنی lumber مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )