برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

luck out


(امریکا - عامیانه) خوش شانسی آوردن، کامکار بودن

واژه luck out در جمله های نمونه

1. At last he lucked out and made good money.
[ترجمه ترگمان]سرانجام شانس آورد و پول خوبی به دست آورد
[ترجمه گوگل]در نهایت او موفق شد و پول خوبی به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. No, he didn't. I lucked out today.
[ترجمه ترگمان]نه، نکرد امروز شانس آوردم
[ترجمه گوگل]نه، او نبود من امروز خوشحالم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He lucked out on the oral examination.
[ترجمه امین] او در آزمون شفاهی موفق شد.
|
[ترجمه ترگمان]او در امتحان شفاهی شرکت کرد
[ترجمه گوگل]او در معاینه شفاهی موفق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The Giants really lucked out in last night's game.
[ترجمه ترگمان] توی بازی دیشب خیلی شانس آوردیم
...

luck out را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی luck out

کلمه : luck out
املای فارسی : لاک آوت
اشتباه تایپی : معزن خعف
عکس luck out : در گوگل

آیا معنی luck out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )