برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

loopy

/ˈluːpi/ /ˈluːpi/

(خودمانی)، خل وضع

واژه loopy در جمله های نمونه

1. He must have gone completely loopy to give up a job like that.
[ترجمه ترگمان]حتما خیلی دیوونه شده که همچین کاری رو ول کرده
[ترجمه گوگل]او باید کاملا شبیه به آن کار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He'll go loopy when he sees that!
[ترجمه ترگمان]وقتی این را می‌بیند دیوانه می‌شود!
[ترجمه گوگل]وقتی که او می بیند او به زانو درآمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It'sounds a pretty loopy idea to me.
[ترجمه ترگمان] به نظر من یه ایده احمقانه ای میاد
[ترجمه گوگل]این یک ایده خیلی پیچیده برای من است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The play veers from loopy comedy to serious moralizing.
[ترجمه ترگمان]این نمایشنامه از کمدی loopy گرفته تا اخلاقی اخلاقی بود
[ترجمه گوگل]این بازی از کمدی عجیب و غریب گرفته تا اخلاقی جدی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه loopy به انگلیسی

loopy
• full of loops; confused, crazy; drunk, intoxicated

loopy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Asali
به معناي شخص ديوونه ، احمق و خل وضع
کسي که شخصيت رفتاري خوبي ندارد و منگل است
نسرین رنجبر
silly, mindless
گیج، کودن
he is a little loopy
یه کم گیج میزنه
یه کم خل وضعه

having many loops
پر پیچ و خم
a big loopy signature
یه امضای بزرگ و پر پیچ و خم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی loopy

کلمه : loopy
املای فارسی : لوپی
اشتباه تایپی : مخخحغ
عکس loopy : در گوگل

آیا معنی loopy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )