برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

loco

/ˈlokoʊ/ /ˈləʊkəʊ/

معنی: دیوانه، گون کتیرا، نوعی گل زبان در قفا، مجنون
معانی دیگر: رجوع شود به: locoweed، (با خوردن گون زهرین) مسموم کردن یا شدن، (خودمانی) دیوانه شدن یا کردن، پیشوند: از جایی به جای دیگر، جنبش [locomotion]، مسموم شدن

بررسی کلمه loco

اسم ( noun )
حالات: locos
(1) تعریف: a plant of western North America that is poisonous to livestock; locoweed.

(2) تعریف: the sickness that eating locoweed causes in livestock; loco disease.
صفت ( adjective )
• : تعریف: (slang) crazy; mad; insane.
پیشوند ( prefix )
• : تعریف: from place to place.

- locomotive
[ترجمه ترگمان] لوکوموتیو
[ترجمه گوگل] لوکوموتیو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه loco در جمله های نمونه

1. Man, he just went loco and smashed the place up.
[ترجمه ترگمان]مرد، اون فقط دیوونه شد و خونه رو داغون کرد
[ترجمه گوگل]مرد، او فقط رفت و آمد و محل را شکست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I stand towards her in loco parentis.
[ترجمه ترگمان]با حالتی پدرانه به طرف او می‌ایستم
[ترجمه گوگل]من در سمت راست او ایستاده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The loco was named in honour of General Maude after her return from war service.
[ترجمه ترگمان]به افتخار ژنرال مود، بعد از بازگشت وی از خدمات جنگی، نام این فیلم به نام \"مود\" نامگذاری شده‌است
[ترجمه گوگل]پس از بازگشت از خدمات جنگی، این مکان به افتخار ژنرال موده نامگذاری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The beauty of the Taco Loco is that it is like a large taco salad without all that pesky lettuce.
[ترجمه ترگمان]زیبایی تاکو Loco به این معنی است که یک ساندویچ ذرت بزرگ بدون تمام آن lettuce pesky وجود دارد
[ترجمه گوگل]زیبایی Taco Loco این است که مانند یک سالاد بزرگ تاکو بدون همه کاهو مزاحم ...

مترادف loco

دیوانه (اسم)
loco , bedlam , madcap , berserker , berserk
گون کتیرا (اسم)
loco , milk vetch
نوعی گل زبان در قفا (اسم)
loco
مجنون (صفت)
mad , nuts , amok , insane , demented , lunatic , loco , crazy , maniac

معنی عبارات مرتبط با loco به فارسی

(در نویسندگی و دادن مراجع -لاتین) در جای مذکور، در مرجع گفته شده، در جای نامبرده
(دامپزشکی - در اسب و گاو و گوسفند و غیره) بیماری گون (که در اثر خوردن گون زهرین ایجاد می شود) (locoism هم می گویند)
(لاتین) در جای خود، در محل متعلق به خود

معنی کلمه loco به انگلیسی

loco
• locomotive, engine (slang)
• locoweed, leguminous plant which grows in the western and southwestern united states; locoism, disease which affects mainly animals and is caused by eating locoweed (veterinary medicine)
• make sick with locoism (animal disease caused by eating locoweed); make crazy, cause to go insane (slang)
• crazy, insane (slang)
loco disease
• (veterinary medicine) loco, disease which affects mainly livestock caused by locoweed poisoning (causes weakness, lack of coordination, trembling and partial paralysis)
go loco
• become insane, go crazy, lose one's mind

loco را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد حیدری
روانی
کلمه ریشه اسپانیایی دارد پس در هنگام نوشتار کمتر استفاده می شود و آمریکایی ها بیشتر برای مسخره کردن از این کلمه استفاده می کنند
Figure
Crazy

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی loco

کلمه : loco
املای فارسی : لکو
اشتباه تایپی : مخزخ
عکس loco : در گوگل

آیا معنی loco مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )