برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1582 100 1
شبکه مترجمین ایران

locked


مقفل قانون ـ فقه : قفل شده

واژه locked در جمله های نمونه

1. locked brakes
ترمز قفل شده

2. locked gears
دنده‌ی گیر کرده

3. locked in jail
محبوس در زندان

4. a locked drawer
کشوی قفل شده

5. he locked his legs around my neck and almost choked me to death
او پاهایش را دور گردنم قفل کرد و نزدیک بود خفه‌ام کند.

6. she locked the child in her arms
او کودک را تنگ در بغل گرفت.

7. they locked the door on us
در را به روی ما قفل کردند.

8. a throttle locked in the idle position
دریچه‌ی کاربوراتور که در موقعیت هرز قرار گرفته است

9. he was locked up for ten years
او ده سال زندانی بود.

10. the ship locked into the new canal
کشتی از آب بند وارد آبراه جدید شد.

11. they were locked in a deadly struggle
آنان دچار کشمکش مهلکی بودند.

12. his jaws were locked
آرواره‌هایش قفل شده بود.

13. the door is locked
در قفل است.

14. the door was locked from inside
...

معنی عبارات مرتبط با locked به فارسی

ورزش : ناتوانى موج سوار در خروج از موج

معنی locked در دیکشنری تخصصی

locked
[برق و الکترونیک] قفل دار
[زمین شناسی] گسل قفل شده گسلی که لغزش ندارد زیرا اصطکاک گسل بیشتر از تنش برشی می باشد در این حالت گسل قفل می شود، اینگونه گسل ها ممکن است استرین را برای مدتهای طولانی ذخیره کنند و هنگامیکه نیروی برشی براصطکاک غلبه می کند این استرین طی یک زلزله رها می شود.
[برق و الکترونیک] خط قفل شونده خط تلفنی که بعد از گذاشتن گوشی از سوی تلفن کننده بر قرار می ماند . مدارهای خودکاری به این منظور در ایستگاههای پلیس و آتش نشانی نصب می شوند تا تلفن کننده های ناشناس خبر دهنده ی تهدید بمب گذاری ،خبر غیر واقعی آتش سوزی وسایر تماسهای مزاحم و همچنین در خواستهی کمک حقیقی را ردیابی کند .
[برق و الکترونیک] آشکار ساز با نوسان ساز قفل شده نوعی آشکار ساز که به مدولاسیون دامنه پاسخ نمی دهد بنابر این نیازی به محدود کننده افزایش ندارد . این مدار سهمدار تانک دارد ، هر مدار روی بسامد یگنال خامل تنظیم می شوند و طوری قرار می گیرند که جریان متوسط فقط با بسامد سیگنال تغییر می کند . این مدار به عنوان اشکار ساز FM عمل می کند .
[برق و الکترونیک] نوسان ساز قفل شده نوسان ساز موج سینوسی که بسامد آن می تواند با یک سیگنال خارجی برای کنترل بسامد تقسیم شده به یک عد صحیح قفل شود . این نوسان ساز می تواند یک مقسم بسامد باشد .
[برق و الکترونیک] رتور قفل دار
[برق و الکترونیک] جریان رتور قفل شده جریانی که موتور ا ...

معنی کلمه locked به انگلیسی

locked
• secured with a lock, bolted
locked file
• file on a network which users cannot change or erase
locked himself up in his room
• shut himself up in his room
locked out
• had the door closed his face, was left out; unemployed
being locked
• being secured, being bolted shut, being latched

locked را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عبدالحسین انتخابی
تخصصی در برنامه نویسی برنامه ی بدون کد منبع دردسترس قفل دار
طلبه پ
قفل
مسعود
زندانی کرد
tinabailari
قفل
The door to his bedroom was locked
در اتاق خواب او قفل بود 🔀🔀🔀🔀

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی locked

کلمه : locked
املای فارسی : لککد
اشتباه تایپی : مخزنثی
عکس locked : در گوگل

آیا معنی locked مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )