برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1435 100 1

literature

/ˈlɪtərət͡ʃər/ /ˈlɪtrət͡ʃə/

معنی: ادبیات، نوشتجات، ادب و هنر، مواد چاپی
معانی دیگر: آثار ادبی، نوشتارهای وابسته به حرفه ی علمی، (موسیقی) کلیه ی تصنیفات مربوط به ساز یا صدای بخصوص، بروشور، مطلب چاپی، مطبوعات

بررسی کلمه literature

اسم ( noun )
(1) تعریف: writings such as dramas, poems, novels, essays, and stories, esp. those that have lasting artistic value.
مترادف: belles-lettres, classics, letters
مشابه: fiction, letter, nonfiction, poetry, prose

- Shakespeare is said to have made some of the greatest contributions to English literature.
[ترجمه ترگمان] گفته می‌شود که آثار شکسپیر بیش‌ترین سهم را در ادبیات انگلیسی داشته‌است
[ترجمه گوگل] گفته می شود که شکسپیر برخی از بزرگترین کمک ها را به ادبیات انگلیسی انجام داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: any printed matter.
مترادف: publication, writing
مشابه: book, information, material, piece, work

- The protesters were handing out literature about their cause to anyone passing by.
[ترجمه ترگمان] معترضان در حال پخش ادبیات در مورد دلایل خود برای عبور هر کسی بودند
[ترجمه گوگل] معترضان ادبیات را در مورد علت خود برای هر کسی که از طریق آن عبور می کردند، در اختیار آنها گذاشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the body of writing about a specific subject or of a specific tim ...

واژه literature در جمله های نمونه

1. literature flourished under king james
در دوران شاه جیمز ادبیات شکوفا شد.

2. colonial literature
ادبیات وابسته به دوران مستعمراتی (امریکا)

3. english literature is his main line
رشته اصلی او ادبیات انگلیسی است.

4. imaginative literature
ادبیات تخیلی

5. persian literature
ادبیات فارسی

6. that literature class was a snap
آن کلاس ادبیات آسان بود.

7. contemporary iranian literature
ادبیات امروزی ایران

8. the medical literature
متون پزشکی

9. a teacher of literature
معلم ادبیات

10. he contended that literature must serve a moral purpose
او استدلال می‌کرد که ادبیات باید هدف اخلاقی داشته باشد.

11. photographic realism in literature
واقع‌نمایی عکس مانند در ادبیات

12. topical allusions in literature
اشارات مربوط به مطالب مورد بحث روز در ادبیات

13. a course in english literature
...

مترادف literature

ادبیات (اسم)
letter , belles lettres , literature
نوشتجات (اسم)
work , writing , literature
ادب و هنر (اسم)
literature
مواد چاپی (اسم)
literature

معنی عبارات مرتبط با literature به فارسی

ادبیات تطبیقی، ادبیات همسنجشی

معنی literature در دیکشنری تخصصی

literature
[بهداشت] سواد
[آمار] نوشتگان
[پلیمر] مقالات(اطلاعات) اختراعات ثبت شده

معنی کلمه literature به انگلیسی

literature
• writings having lasting artistic value (i.e. poems, novels, essays, etc.); body of writing from a particular country (or time period, etc.); body of writing dealing with a certain subject; literary work; any printed material; profession of a writer
• novels, plays, and poetry are referred to as literature, especially when they are considered to have artistic qualities.
• literature is also printed information about something.
avant garde literature
• literature which makes use of experimental or unconventional techniques
bachelor of literature
• graduate with a bachelor's degree in literature
biblical literature
• literature which deals with the subject matter found in the bible
classical literature
• literature of the greek or roman periods
comparative literature
• relationship between literature of different eras and countries
escapist literature
• romantic books, books which are pure entertainment
fine literature
• excellent literature
folk literature
• traditional stories (of a people, tribe, or other group)
jewish religious literature
• literature concerning the jewish religion
medical literature
• written material on the subject of medicine and the practice of medicine
mythological literature
• legends, literature written in the mythical style
pieces of literature
• literary compositions
popular literature ...

literature را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

faezeh
راهکار
مهدی خسروی مجدر
منابع
ℳohammaの
ادبیات
حمید اختری زاده
ادبیات(تئوری حسابداری)
ابوذر.ف
منابع علمی و ادبی
محمد توكلي
فرهنگ واژگان
marjanjp@yahoo.com
پژوهش
marjanjp@yahoo.com
در رشته معماری :پژوهش
zahra
مقالات-مقاله
وایل رحیمی
مقولات، مباحث چاپ شده
فاطمه دهقان
متون
فاطمه دهقان
(درپژوهش )متون
مريم
پيشينه ي تحقيق
مريم جواهري
(در رشته زبان انگليسي)پيشينه تحقيق
sami
مکتب
میثم نبی پور
(در پژوهش ها و تحقیقات علمی ادبی) پیشینه‌ی تحقیق
که به صورت
Review of the Literature
Literature Review
Background
و یا
Theoretical Framework
به کار برده می شود
فاطمه جانی
ادبیات‌فاریی
محدثه فرومدی
نوشته‌ها، آثار، کتب
علی رضا
مطبوعات
سپهر رضوانیان
کاتالوگ بروشور مطلب مربوط ب یک رشته علمی
sportwoman
ادبیات
زهرا خرمی دوست
سخنرانی
MS. Salimi
مطالعات پیشین
پژوهش‌های پیشین
منابع منتشر شده تاکنون
زهرا رمضان دوست
ادبیات فنی
سجاد صالحی
مقالات، متون علمی و همچنین ادبیات تحقیق، پیشینه پژوهش
کورش غنیون
اوراق
در مثال
Banking Literature
اوراق بانکی
پریناز شکوری
پژوهش ها - مقالات-تحقیقات علمی ادبی- پیشینه‌ی تحقیق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی literature
کلمه : literature
املای فارسی : لیترتور
اشتباه تایپی : مهفثقشفعقث
عکس literature : در گوگل

آیا معنی literature مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )