برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1430 100 1

liner

/ˈlaɪnər/ /ˈlaɪnə/

معنی: کسی که خط میکشد، کشتی یا هواپیمای مسافری، استردوز
معانی دیگر: (کشتی یا هواپیما - دارای آمد و شد در مسیر معین) مسافربر، کشاپیما، (شخص یا دستگاه) خط انداز، شیار انداز، نواره ساز، کشاگر، آستر، (هر چیز) آستر مانند، تویی، تودوزی، آستردوز، استری، خط کش

بررسی کلمه liner

اسم ( noun )
(1) تعریف: a commercial ship or airplane, esp. one carrying passengers on a regular route.
مشابه: ship

(2) تعریف: one that makes or marks lines.

(3) تعریف: a cosmetic used to outline or highlight the eyes; eyeliner.
اسم ( noun )
(1) تعریف: a protective inner or outer lining or cover, often removable.

(2) تعریف: a stiff paper sleeve or jacket for a phonograph record.

واژه liner در جمله های نمونه

1. a helmet liner
تودوزی کلاه خود (یا کلاه ایمنی)

2. a luxury liner
کشتی مسافری لوکس

3. they crossed the atlantic on a luxury liner
آنان با یک کشتی مجلل مسافری از اقیانوس اطلس گذشتند.

4. They sailed to America in a large liner.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها با کشتی بزرگ به سوی آمریکا حرکت کردند
[ترجمه گوگل]آنها در یک بندر بزرگ به آمریکا سفر کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The transatlantic liner forged ahead through the waves.
[ترجمه ترگمان]کشتی اقیانوس‌پیما از میان امواج به حرکت در آمد
[ترجمه گوگل]خطوط انتقال آتلانتیک از طریق امواج به جلو حرکت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The liner has been refitted from stem to stern.
[ترجمه ترگمان]خط لوله از ساقه به عقب رانده شده‌است
[ترجمه گوگل]لاينر از ساقه تا ستون بسته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The liner i ...

مترادف liner

کسی که خط میکشد (اسم)
liner
کشتی یا هواپیمای مسافری (اسم)
liner
استردوز (اسم)
liner

معنی عبارات مرتبط با liner به فارسی

(کسی که در سیاست از مشی انعطاف ناپذیری پیروی می کند) آدم سرسخت، آدم سختگیر، آدم افراطی، آدم یکدنده، آدم خمش ناپذیر، آدم تندرو
سرصفحه نویس، کسیکه نامش دربالاى صفحه اى نموداراست، سردسته
(امریکا) بذله، لطیفه
کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستدوازروی سطرشماری پول می گیرد

معنی liner در دیکشنری تخصصی

liner
[معدن] آستر (خردایش)
[نفت] آستره - آستری
[آب و خاک] آستر، پوشش
[علوم دامی] سیستم طبقه بندی خطی ؛ سیستمی برای ارزیابی ویژگیهای ظاهری گاوهای شیری
[نفت] آستره تمیز کن
[نساجی] وزن مخصوص خطی
[نفت] آستری رشته جداره
[نفت] آویز آستره
[شیمی] نوسانگر خطی
[معدن] قدرت تولید خطی (ژئوشیمی)
[نفت] آستری کش
[نفت] محور اصلی
[نساجی] نخ دور طرح
[نفت] لوله ی آستری مشبک نشده
[صنایع غذایی] آستر قوطی: در کنسرو سازی به پوشش داخل قوطی گفته میشود که از تماس غذا با ورق قوطی جلوگیری میکند
[معدن] آستر بتنی (نگهداری)
...

معنی کلمه liner به انگلیسی

liner
• person or thing which makes lines; airplane or ship which is run by a transportation company; eye pencil, eyeliner; one who puts in linings; lining of a garment
• a liner is a large passenger ship.
• a bin liner is a plastic bag that you put inside a waste bin or dustbin.
air liner
• large passenger aircraft operated by an airline, passenger plane
ocean liner
• passenger ship, cruise ship
one liner
• a one-liner is a funny remark or a joke told in one sentence, for example in a play or comedy programme; an informal word.
shelf liner
• contact paper, paper used to line closets and drawers

liner را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
لاینر-آستر
رضارضائی
پوشش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی liner
کلمه : liner
املای فارسی : لینر
اشتباه تایپی : مهدثق
عکس liner : در گوگل

آیا معنی liner مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )