برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1396 100 1

line up

/laɪn ʌp/ /laɪn ʌp/

معنی: تنظیم کردن، مرتب کردن، اماده و مجهز کردن
معانی دیگر: 1- صف کشیدن، به صف شدن 2- به صورت صف یا ردیف در آوردن 3- سامان بخشیدن، قول کمک گرفتن 4- برضد کسی موضع گرفتن، در فوتبال ترتیب جای بازیکنان

بررسی کلمه line up

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to form a line, one person after the other.

- A lot of people were lining up in front of the theater to buy tickets for the show.
[ترجمه ترگمان] بسیاری از مردم جلوی تئاتر صف کشیده بودند تا برای نمایش بلیط بخرند
[ترجمه گوگل] تعداد زیادی از مردم در مقابل تئاتر برای خرید بلیط برای نمایشگاه قرار داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه line up در جمله های نمونه

1. Line up these men and see if the witness can recognize the criminal.
[ترجمه ترگمان]این مردان را صف کنید و ببینید آیا شاهد می‌تواند مجرم را تشخیص دهد یا خیر
[ترجمه گوگل]این مردان را خط بزنید و ببینید که آیا شاهد می تواند جنایتکار را تشخیص دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Please line up one after another.
[ترجمه ترگمان]لطفا یکی پس از دیگری صف بکشید
[ترجمه گوگل]لطفا یکی را یکی پس از دیگری قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Line up against the window so that you can be seen.
[ترجمه ترگمان]پشت پنجره صف بکشید تا بتوانید آن‌ها را ببینید
[ترجمه گوگل]خط را روی پنجره بگذارید تا ببیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I'd like you to line up in twos, please.
[ترجمه ترگمان]من دوست دارم که شما دوتا دوتا رو به هم وصل کنید
[ترجمه گوگل]من می خواهم شما را در دوازده رأی دهید، لطفا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف line up

تنظیم کردن (فعل)
order , adjust , modulate , regulate , redact , formulate , frame , control , regularize , regiment , make out , edit , line up
مرتب کردن (فعل)
order , range , regulate , arrange , set , serialize , dispose , marshal , collocate , put in order , regularize , classify , tidy , draw up , redd , line up , straighten
اماده و مجهز کردن (فعل)
line up

معنی line up در دیکشنری تخصصی

[سینما] تنظیم
[ریاضیات] همترازی، به صف در آمدن، قطار شدن

معنی کلمه line up به انگلیسی

line up
• number of suspects assembled to be identified by a witness or victim (generally at a police station); form a line
• a line-up is a group of people that are brought together to be members of a team or to take part in a particular event.
• a line-up in a political situation is the way that the people involved have grouped themselves into different sides or parties.

line up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کوهیار عابدینی نسب
هم ردیف بودن
هم ردیف شدن
محسن
form a line
مريم جواهري
در يك خط قرار گرفتن،به خط شدن،با هم در يك امتداد يا راستا بودن
Marjane novin
ارتقاع يافتن ' پيشرفت كردن
ava.ghvi
هماهنگ کردن
میلاد علی پور
جمع کردن، گردآوردن
شقایق
I don't know why they're lined up.
من نمی دانم چرا آنها صف کشیده بودند.
Iman
صف کشیدن، به ردیف ایستادن
در فوتبال به معنی ترکیب تیم
گریسل تهرانی
مرتب بودن( جفت و جور بودن , راست و ریست بودن)
I have lined up everything
همه چیزارو مرتب( راست و ریست ) کردم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی line up
کلمه : line up
املای فارسی : لین آاپ
اشتباه تایپی : مهدث عح
عکس line up : در گوگل

آیا معنی line up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )