برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1427 100 1

lightning

/ˈlaɪtn̩ɪŋ/ /ˈlaɪtn̩ɪŋ/

معنی: برق، برق زدن، اذرخش، بارقه
معانی دیگر: آذرخشیدن، برق زدن (آسمان)، ابرنجک زدن، برق مانند، آذرخشین، آذرخش سا، برق آسا، (رعد و) برق، صاعقه، برق در رعد وبرق، اذرخش زدن

بررسی کلمه lightning

اسم ( noun )
• : تعریف: natural electricity produced in thunderstorm clouds and appearing as a bright flash or streak of light in the sky.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: lightnings, lightning, lightninged
• : تعریف: to discharge lightning.

- It's lightning outside tonight.
[ترجمه اا] امشب بیرون رعد و برق است
|
[ترجمه AMY ROSE] امشب بیرون هوا رعد و برقی است
|
[ترجمه ترگمان] بیرون امشب رعد و برق است
[ترجمه گوگل] امشب خارج از رعد و برق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: of or resembling lightning, esp. in regard to movement.
مشابه: meteoric

- He has lightning speed on the tennis court.
...

واژه lightning در جمله های نمونه

1. lightning speed
سرعت برق آسا

2. lightning struck twice
آذرخش دوباره برق زد (رخشید).

3. lightning never strikes twice in the same place
هیچ رویدادی به همان شکل سابق تکرار نمی‌شود

4. a lightning attack
حمله‌ی(تک) برق آسا

5. a lightning rod
(میله‌ی) برقگیر

6. atmospheric lightning
آذرخش (صاعقه‌ی) جوی

7. forked lightning
آذرخش شاخه‌دار

8. shafts of lightning
شهاب های آذرخش

9. thunder and lightning
تندر و آذرخش،رعد و برق

10. a flash of lightning
درخشش آذرخش

11. a stroke of lightning
کوبش آذرخش

12. the interval between lightning and the following thunder
وقفه‌ی میان آذرخش و تندر پس از آن

13. the streak of lightning in a dark night
درخشش آذرخش در شب تیره

14. a tree rent by lightning
درختی ک ...

مترادف lightning

برق (اسم)
brilliance , power , sparkle , scintillation , shine , sheen , electricity , lightning , flash , glaze , glint , levin , flashover , pyrogen
برق زدن (اسم)
lightning
اذرخش (اسم)
lightning , firelight , levin , thunderbolt
بارقه (اسم)
spark , twinkle , lightning , spunkie

معنی عبارات مرتبط با lightning به فارسی

(دستگاه های برقی) برق گیر، پادآذرخش، برق گیر
رجوع شود به: firefly، firefly شب تاب
هیچ رویدادی به همان شکل سابق تکرار نمی شود
(ساختمان ها و غیره) برق گیر، میله برق گیر
(هواشناسی) آذرخش توپی (نوعی صاعقه ی نادر که برای مدت کوتاهی به صورت گوی قرمزی ظاهر می شود)
آذرخش زنجیری (صاعقه ای که در آسمان خط شکسته ای ایجاد می کند)
برق جناغی، برق پیچا پیچیا شکسته
برق جناغی، برق پیچاپیچ یا شکسته
آذرخش دوردست، کران آذرخش، صاعقه
(نوری که در اثر انعکاس آذرخش در ابر ایجاد می شود) آذرخش پهن
(خودمانی) ویسکی خانگی (به ویژه ویسکی ذرت)

معنی lightning در دیکشنری تخصصی

lightning
[برق و الکترونیک] آذرخش تخلیه ی الکتریکی بین ابرها یا ابر و زمین .
[کوه نوردی] روش سبکبار
[آب و خاک] آذرخش
[برق و الکترونیک] برقگیر وسیله ای که آذرخش اصابت کرده به آنن یا خط انتقال را به طرف زمین هدایت می کند. عموماً یک شکاف تحرک در آن وجود دارد که در ولتاژهای نامی مقاومت زیادی از خود نشان می دهد . اما در برابر جهش ولتاژ شدید آذرخش این شکاف دچار شکست شده و مقاومت آن کم می شود.
[آب و خاک] آذرخش راه
[آب و خاک] آسیب آذرخش
[آب و خاک] تخلیه آذرخش
[آب و خاک] پژواک آذرخش
[آب و خاک] درخشش آذرخش
[برق و الکترونیک] مولد آذرخش منبع تغذیه ولتاژ بالا که برای آزمایش عایقها یا سایر قطعات ولتاژ بالا ، ولتاژهای جهشی قوی مشابه با آذرخش تولید می کند.
[آب و خاک] ثبات آذرخش
[برق و الکترونیک] میل برقگیر میله ی فلزی با اتصال زمین که در بلندترین نقطه ی ساختمان نصب می شود . دارای سر تیزی است که در آن چگالی بار بالایی جمع می شود تا نشت ذرات باردار به زمین به راحتی انجام گیرد و نیز تخلیه ی آذرخش مخرب در هنگام توفان ر ...

معنی کلمه lightning به انگلیسی

lightning
• flash or streak of light in the sky caused by the discharge of an electric spark in a thundercloud
• of or pertaining to lightning
• lightning is the bright flashes of light in the sky that you see during a thunderstorm.
• lightning describes things that happen very quickly or last for only a short time.
lightning arrester
• lightning rod, device that diverts lightning from the structure upon which it is placed
lightning bug
• nocturnal beetle whose tail emits a phosphorescent light, firefly
lightning conductor
• metal device used to divert the electrical current of lighting bolts
• a lightning conductor is a long, thin piece of metal on top of a building that attracts lightning and allows it to reach the ground safely.
lightning rod
• metal device used to divert the electrical current of lighting bolts
• a lightning rod is the same as a lightning conductor; used in american english.
lightning strike
• a lightning strike is a strike in which workers stop work suddenly and without any warning, in order to protest about something.
lightning visit
• quick visit
as quick as lightning
• very quick, very fast; very quickly
as rapid as lightning
• very quick, very fast; very quickly
forked lightning
• forked lightning is lightning that is seen as jagged lines of light dividing into two or more parts near the ground.
thunder and lightning
• sound and light during a heavy storm

lightning را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احسان
رعد و برق
😀
الکتریسیته
ali
نور حاصل از رعد و برق
Sama
رعد و برق یا نور رعد و برق
S.s_Gh
A bright flash of light in the sky.
رعد و برق.
Vafa
نورپردازی
GH
صاعقه
R
رعد و برق
A bright flash of light in the sky
هاله
رعدوبرق یا همان نور حاصل از بهم خوردن ابر ها
ناشید
سبک سازی، رعد و برق، روشنایی
Lee shin hye
lightning: (n.) = bright flash of light in the sky
کانون زبان ایران
ترم Reach3

جمله: My friend runs go fast that everyone tells him you are like lightning fast.
راشین
در پزشکی احساس سبکی
هادی
برق آسا
Ahmadreza
نورِ رعدو برق
♥Amirmaghare_lover♥
A bright flash of light in the sky
⚡ رعد و برق⚡

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lightning
کلمه : lightning
املای فارسی : لیقتنینگ
اشتباه تایپی : مهلافدهدل
عکس lightning : در گوگل

آیا معنی lightning مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )