برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1362 100 1

liege

/ˈliːdʒ/ /liːdʒ/

معنی: ارباب، صاحب تیول، هم بیعت
معانی دیگر: (قانون فئودال ها) دارای حق خدمت و بیعت از طرف رعایا، وفادار، نمک شناس، ارباب کل، سرور، اعلیحضرت، تیول دار

بررسی کلمه liege

اسم ( noun )
(1) تعریف: a feudal lord or sovereign entitled to allegiance and service.

(2) تعریف: a feudal vassal owing allegiance or service to a lord; subject.
صفت ( adjective )
(1) تعریف: pertaining to the relationship between a feudal lord and his subjects.

(2) تعریف: owing allegiance or services to a lord.

واژه liege در جمله های نمونه

1. a liege lord
ارباب صاحب اختیار

2. Closely connected with fidelity was liege homage, which the kings were equally determined to extend.
[ترجمه ترگمان]ارتباط نزدیکی با وفاداری با وفاداری بود که پادشاهان به همان اندازه مصمم به گسترش آن بودند
[ترجمه گوگل]به شدت با وفاداری ارتباط برقرار کرد، که پادشاهان به همان اندازه مصمم به گسترش بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Here again he failed to convince his liege.
[ترجمه ترگمان]در اینجا باز هم liege را قانع کرد
[ترجمه گوگل]او دوباره موفق به متقاعد کردن دروغ او نشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The distinction between liege and simple homage had begun to be made in the course of the twelfth century.
[ترجمه ترگمان]تمایز بین بنده liege و بنده در قرن دوازدهم آغاز شده بود
[ترجمه گوگل]تمایز میان تمجید و احترام ساده در قرن دوازدهم شروع شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A liege succession caused one picket the mystery case of two many centuries.
...

مترادف liege

ارباب (اسم)
suzerain , squire , master , boss , lord , overlord , monsieur , esquire , seignior , liege , padrone
صاحب تیول (اسم)
seignior , liege
هم بیعت (اسم)
liege

معنی عبارات مرتبط با liege به فارسی

هم بیعت نسبت به تیولدار، وفادار، رعیت جان نثار

معنی کلمه liege به انگلیسی

liege
• feudal lord or sovereign; one who owes allegiance to a feudal lord, peasant, vassal
• obliged to serve a feudal lord; loyal
liege poustie
• (law) condition or state of a person who is in his regular health and capacity; condition of complete health requisite to do legal acts

liege را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Azad
هم بيعت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی liege
کلمه : liege
املای فارسی : لیژ
اشتباه تایپی : مهثلث
عکس liege : در گوگل

آیا معنی liege مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )