برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

lick the dust


خاک پای کسی را بوسیدن، دست بوسی کردن، تواضع چاپلوسانه کردن

واژه lick the dust در جمله های نمونه

1. He licked the dust and got fainted.
[ترجمه ترگمان]غبار را لیسید و از هوش رفت
[ترجمه گوگل]او گرد و غبار را لکه کرد و از بین رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He licked the dust two years ago.
[ترجمه ترگمان]دو سال پیش غبار را لیسید
[ترجمه گوگل]او دو سال پیش گرد و غبار را لکه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This cowardly and servile Nizan-Pluvinage was ready to lick the dust to deceive the intended victims of his spying.
[ترجمه ترگمان]این بزدلی و servile، آماده بود تا گرد و خاک خود را لیس بزند تا قربانی جاسوسی او را فریب دهد
[ترجمه گوگل]این نابینا و نجیبزاده نیزان-پلوینگه آماده گرداندن گرد و غبار بود تا فریب قربانیان احتمالی جاسوسی او شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You will never lick the dust unless you give up!
[ترجمه ترگمان]تو هیچ وقت غبار رو لیس نمی‌زنی مگر اینکه تسلیم شی
[ترجمه گوگل]شما گرد و غبار را هرگز نخواهید ریخت، مگر اینکه از دست ندهید!
[ترجمه شما] ...

lick the dust را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی lick the dust

کلمه : lick the dust
املای فارسی : لیکک تاه دوست
اشتباه تایپی : مهزن فاث یعسف
عکس lick the dust : در گوگل

آیا معنی lick the dust مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )