برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1720 100 1
شبکه مترجمین ایران

licence

/ˈlaɪsəns/ /ˈlaɪsns/

معنی: جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن
معانی دیگر: license اجازه، پروانه، جواز، مرخص کردن

واژه licence در جمله های نمونه

1. licence to print money
(انگلیس - خودمانی) طرح و غیره که تصویب شده است ولی خیلی گران و ولخرجانه است

2. a driver's licence is required by law
طبق قانون گواهینامه رانندگی الزامی است.

3. his medical licence was revoked
جواز پزشکی او را لغو کردند.

4. having a driver's licence is essential
داشتن گواهینامه‌ی رانندگی ضروری است.

5. she produced her drivers' licence
او گواهینامه‌ی رانندگی خود را نشان داد.

6. the police demanded my licence
پاسبان از من گواهینامه خواست.

7. the revocation of a licence
باطل کردن گواهینامه

8. to drive without a licence
بدون گواهینامه رانندگی کردن

9. a demerit system that can lead to the loss of the drivers licence
سیستم امتیاز منفی که می‌تواند منجر به از دست دادن گواهی رانندگی شود.

10. The restaurant applied for a licence to sell wine.
[ترجمه ترگمان]رستورانی که برای فروش شراب درخواست شد
[ترجمه گوگل]رستوران درخواست مجوز برای فروش شراب داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف licence

جواز شغل (اسم)
license , licence
اجازه رفتن دادن (فعل)
license , licence
پروانه دادن (فعل)
license , charter , licence

معنی عبارات مرتبط با licence به فارسی

قانون ـ فقه : صاحب امتیاز
(انگلیس - خودمانی) طرح و غیره که تصویب شده است ولی خیلی گران و ولخرجانه است
پروانه فروش نوشابه در مواقع و جاهای معین
(انگلیس) فروشگاه نوشابه‌های الکلی (که جواز پیاله فروشی ندارد)
ضرورت شعری
اجازه شاعر برای انحراف از قاعده بواسطه ضرورت شعری

معنی licence در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] حق امتیاز تولید
[ریاضیات] اجازه ی ساخت، لیسانس ساخت

معنی کلمه licence به انگلیسی

licence
• permit, certificate; authority; authorization; freedom (action, belief, etc.); unrestraint, immoderation (alternate spelling for license)
• issue a license, grant a permit; authorize, permit, allow
• a licence is an official document which gives you permission to do, use, or own something.
• if someone does something under licence, they do it by special permission from the authorities.
• see also off-licence, license.
drivers licence
• a driver's licence is the same as a driving licence.
driving licence
• a driving licence is a card showing that you are qualified to drive.
off licence
• an off-licence is a shop which sells alcoholic drinks.
poetic licence
• poetic licence is freedom from the normal rules of language and truth, such as is found in poetry and fiction.

licence را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Adib
Licence=مجوز

For example:driving licence
مجوز رانندگی
فارسی را پاس بداریم.
(صاحب) پروانه، (صاحب) دانش فنی.
در نفت و گاز: برای فعالیت اکتشافی permit یا همان اجازه صادر میشود و برای فعالیت تولیدی license یا همان مجوز صادر میگردد.
اعطای مجوز
یوسف نادری
در اَمریکن انگلیش، کلمه‌ی لایسنس، به صورت license نوشته می‌شود.
التن قاسمپور
مجوز،گواهی
Sunflower
گواهی نامه
تصدیق (رانندگی)

Driving licence

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی licence

کلمه : licence
املای فارسی : لایسانس
اشتباه تایپی : مهزثدزث
عکس licence : در گوگل

آیا معنی licence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )