برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1397 100 1

let down

/lɛt daʊn/ /lɛt daʊn/

1- پایین آوردن یا پایین بردن، 2- آهسته کردن، کند کردن، بطی کردن 3- مایوس کردن، سر خورده کردن، نومید کردن

بررسی کلمه let down

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to fail to satisfy; disappoint.
مترادف: disappoint, fail
مشابه: disillusion

(2) تعریف: to betray or forsake.
مترادف: betray, forsake
مشابه: abandon, desert

(3) تعریف: to cease or slow activity.
مترادف: abate, cease, diminish, slacken
مشابه: decrease

واژه let down در جمله های نمونه

1. He's the sort of man who would let down the tyres on your car just out of/from spite.
[ترجمه ترگمان]او از آن نوع مردانی است که با لج افتادن لاستیک ماشینت را پیاده می‌کند
[ترجمه گوگل]او نوعی مرد است که رانندگی را در ماشین خود انجام می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She let down her umbrella and furled it.
[ترجمه ترگمان]چترش را پایین گذاشت و جمع کرد
[ترجمه گوگل]او چتر خود را پایین کشید و آن را شکست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He let down a bucket into the well to draw water.
[ترجمه سهیل بیانی] او یک سطل را به چاه می اندازد تا آب بردارد
|
[ترجمه ترگمان]سطل را در چاه گذاشت تا آب بکشد
[ترجمه گوگل]او یک سطل را به چاه می کشد تا آب را جلب کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Let down a rope so that I can clim ...

معنی عبارات مرتبط با let down به فارسی

اجازه دهید به پایین

معنی let down در دیکشنری تخصصی

[نساجی] اصطلاح رقیق کردن رنگ و یا مواد کمکی رنگرزی

معنی کلمه let down به انگلیسی

let down
• disappoint; lower; lengthen, let out a hem in order to make an article of clothing longer
let down the bars
• knock over a partition, remove a divider; remove restrictions, remove limitations
a let down
• disappointment; something very upsetting or disappointing

let down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

M
Make sb disappointed by not doing sth they are expecting you to do
Mehraneh
مایوس کردن
نا امید کردن
I am counting on you to help me
dont let me down
ناهید
تحقیر
امير حسين نجومي
نا اميد كردن كسي
Mehr
ناامید کردن
Grace
همون نا امید کردن
Reyhawn
Can you find a way to let me down,slowly?
میتونی راهی پیدا کنی که منو آهسته تر ناامید و مایوس کنی؟
مریم سی سی
Letting out
گشاد کردن
مریم سی سی
Letting down
بلند کردن لباس
ریحانه
Let me down یعنی منو بذار پایین
عاطفه انارکی
let somebody down:حال کسی رو گرفتن و ناامیدکردن
بابک نقوی
noun
noun: let-down; plural noun: let-downs; noun: letdown; plural noun: letdowns
1.
a disappointment.
"the election was a bit of a let-down"
synonyms: disappointment, disillusionment, anticlimax, comedown, non-success, non-event, fiasco, setback, frustration, blow; More
informalwashout, damp squib
"it's a big let-down when bonfire parties fizzle out"
antonyms: triumph, climax
2.
the release of milk in a nursing mother or lactating animal as a reflex response to suckling or massage.
"in order to aid let-down do not feed at this time"
3.
AERONAUTICS
the descent of an aircraft or spacecraft prior to landing.
"you might well commence a let-down miles away"
Sahar azizi
Disappoint
میلاد علی پور
رها کردن، به حال خود گذاشتن
شاهرخ یوسف نژاد
مایوس کردن
Bohloul Bilondi
زیر قول زدن، ناامید کردن
Hamid
ناامیدم مکن
بهار
دوتا معني داره
١) زماني كه موهاي خانم به صورت دم اسبي بسته شده و بازش ميكنه ميگه let down
٢) به معني ناميد بودن
مهدی باقری
به معنای اینکه یه نفر از شما یه انتظاری داره و متاسفانه شما اونو انجام نمیدی و let him down میکنی، ناامیدش میکنی از اینکه روت حساب کرده.
Mary-hb
ناامیدی
مهدی باقری
بلند ترکردن(بزرگترکردن) لباس با باز کردن بخشهای تا شده ش
The skirt is too short, it needs letting down
فقط مراقب باشید وقتی لباس کوتاه بود از این کلمه استفاده میشه
اگه لباس تنگ باشه از let out به معنی گشادتر کردن لباس استفاده میشه:
The skirt is too short, it needs letting out
علیرضا انگوتی
رها کردن، به حال خود گذاشتن
hana
ناامید کردن
make hopeless
Hana
ناامید کردن .make hopeless

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی let down
کلمه : let down
املای فارسی : لفت دون
اشتباه تایپی : مثف یخصد
عکس let down : در گوگل

آیا معنی let down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )