برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1409 100 1

lesson

/ˈlesn̩/ /ˈlesn̩/

معنی: عبرت، درس، درس دادن به، تدریس کردن
معانی دیگر: آموزه، کلاس، جلسه ی درس، درس عبرت، گوشمالی، تنبیه، گوشمالی دادن، نکوهیدن، گزینه ی انجیل (که در مراسم کلیسایی قرائت می شود) (lection هم می گویند)، درس دادن

بررسی کلمه lesson

اسم ( noun )
(1) تعریف: a period of instruction in which particular things are taught, or a particular thing or set of things that are to be learned or studied.
مشابه: exercise, material, task

- I have a forty-five-minute piano lesson every Saturday.
[ترجمه medoky] من هر پنجشنبه 50 دقیقه کلاس پیانو دارم
|
[ترجمه ترگمان] من هر شنبه یه درس پیانو دارم
[ترجمه گوگل] من هر پنج شنبه یک درس پنجاه دقیقه پیانو دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- My first tennis lesson was a disaster, but I'm getting better every week.
[ترجمه ترگمان] اولین درس تنیس من یک فاجعه بود، اما هر هفته بهتر می‌شوم
[ترجمه گوگل] اولین درس تنیس من یک فاجعه بود، اما هر هفته بهتر شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She's giving French lessons to make some extra money.
[ترجمه ترگمان] او درس‌های فرانسوی می‌دهد تا مقداری پول اضافی بگیرد
...

واژه lesson در جمله های نمونه

1. i'll lesson those crazy students!
حسابی خدمت آن دانشجویان دیوانه خواهم رسید!

2. this lesson is easy
این درس آسان است.

3. this lesson is segmented into three brief parts
این درس به سه بخش مختصر تقسیم شده است.

4. a moral lesson
درس اخلاق

5. my french lesson is beginning in ten minutes
کلاس فرانسه‌ی من ده دقیقه‌ی دیگر آغاز می‌شود.

6. that bitter lesson sank into my mind
آن تجربه‌ی تلخ در مغزم جایگزین شد.

7. the first lesson is to learn the english alphabet
درس اول آموزش الفبای انگلیسی است.

8. learn one's lesson
درس عبرت گرفتن

9. he learned his lesson at life's school of hard knocks
او درس‌های خود را در مکتب مصایب سخت زندگی یاد گرفت.

10. i know this lesson inside out
این درس را خوب بلدم.

11. if a teacher's lesson is . . .
درس معلم ار بود . . .

12. if the teacher's lesson is a whisper of kindness. . .
درس معلم ار بود زمزمه‌ی محبتی . . .

13. read someone a lesson (or lecture ...

مترادف lesson

عبرت (اسم)
example , edification , lesson
درس (اسم)
study , lecture , lesson
درس دادن به (فعل)
lesson
تدریس کردن (فعل)
profess , lesson , prelect

معنی عبارات مرتبط با lesson به فارسی

ایادرس خودرامیدانید؟، درس خودرابلدهستید؟
درس عبرت گرفتن
پیام اخلاقی
درس عینی، نمایش عملی، باز نمود (اصول یا مبانی چیزی)، درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود، درس علمی
کسی را سرزنش کردن
1- درس دادن به کسی 2- درس عبرت دادن به کسی، کسی را تنبیه کردن
درسی راروان کردن، سردرسی کارکردن

معنی کلمه lesson به انگلیسی

lesson
• study session; exercise, assignment given to a student; something to be studied and learned; experience which brings knowledge or wisdom; scolding, rebuke; portion from a sacred text which is read during a religious service
• instruct, teach a lesson; rebuke, scold, reprove
• a lesson is a short period of time during which people are taught something.
• if an experience teaches you a lesson, it makes you realize the truth or realize what should be done.
• if you teach someone a lesson, you punish them for something they have done, so that they do not do it again.
lesson introduction
• opening lesson in which the subject matter is presented in general terms using demonstrations
lesson plan
• plan arranged by a teacher which notes times and subjects to be taught
give a lesson
• teach, instruct (in an informal or organized setting)
learn a lesson
• study or learn by experience a moral lesson
learn one's lesson
• gain valuable experience
learnt a lesson
• learned a rule, learned valuable information
object lesson
• practical example; instructive example
• an object lesson in something is an action, event, or situation that demonstrates the best way to do something, or that demonstrates the truth or wisdom of a particular principle.
private lesson
• lesson given by a tutor, individual lesson given for a select number of students
taught a lesson
• helped him to understand, taught him morals
taught him a lesson
• taught him a moral lesso ...

lesson را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه زهرا
درس
محمدرضا خسروی
تجربه

مثال: lessons learned

تجربیات به دست آمده
Ayda
موضوعی برای یادگیری
melika
درس.
ffff
a time when you learn something with a teacher
tinabailari
lesson 2 is easier than lesson 3
درس دوم از درس سوم راحت تر است 🆖
سعید
کلاس مثاparticipating in The Guittar lessons به معنی شرکت در کلاسهای آموزش گیتار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lesson
کلمه : lesson
املای فارسی : لسن
اشتباه تایپی : مثسسخد
عکس lesson : در گوگل

آیا معنی lesson مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )