برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1651 100 1
شبکه مترجمین ایران

led

/ˈled/ /led/

زمان گذشته و اسم مفعول: lead، (فیزیک و صنعت) دی ید نورافشان، زمان ماضی فعل lead

بررسی کلمه led

اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "light-emitting diode," a semiconductor diode that emits light when electrified, used for displaying readings on electronic watches, calculators, and the like.

واژه led در جمله های نمونه

1. fatima led a life of perfect purity
فاطمه با کمال پاکی زندگی کرد.

2. gambling led to his degradation
قمار موجب گمراهی او شد.

3. gypsies led a vagrant life
کولی‌ها زندگی دایما در حرکتی داشتند.

4. he led a drab, melancholy life
زندگی یکنواخت و غم‌انگیزی را می‌گذراند.

5. he led a life of debauchery and drunkenness
او عمر خود را صرف شهوت‌رانی و بدمستی کرد.

6. he led his nation to victory
او ملت خود را به سوی پیروزی رهبری کرد.

7. he led the troops in the parade
در رژه او جلو قشون حرکت می‌کرد.

8. i led the guests into their rooms
مهمانان را به اطاق‌هایشان راهنمایی کردم.

9. oppression led to revolution
ظلم و ستم منجر به انقلاب شد.

10. she led us through the hall and into the room
او ما را در سرتاسر راهرو و به درون اتاق راهنمایی کرد.

11. what led you to this decision?
چه چیزی موجب این تصمیم شما شد؟

12. bad friends led her astray
دوستان بد او را گمراه کردند.

13. deeds that led to his denigration
...

معنی عبارات مرتبط با led به فارسی

مو خط کوتاهی که در بالایا ته حامل برای نت هابیرون ازحامل می افزایند

مخفف led

عبارت کامل: Diode Light Emitted
موضوع: تکنولوژی
ال ای دی نوعی از لامپ های حالت جامد است که از تکنولوژی دیود نورافشان استفاده می کند و به عنوان منبع روشنایی به کار می رود. این لامپ ها که در ابتدا بیشتر به عنوان یک چراغ قرمز رنگ در درون دستگاه های الکترونیکی کاربرد داشتند، با توجه به مصرف برق کم نسبت به سایر لامپ ها، عمر بسیار بالا و فناوری جدید ساخت به رنگ های دیگر توانسته اند جای خود را در صنعت روشنایی در دنیا باز کنند.

LED مخفف کلمات Diode Light Emitted است که معنی دیود ساطع کننده نور را می دهد. دیودهای ساطع کننده نور در واقع جزء خانواده دیودها هستند که دیودها نیز زیر گروه نیمه هادی ها به شمار می آیند. خاصیتی که LEDها را از سایر نیمه هادیها متمایز می کند این است که با گذر جریان از آنها مقداری انرژی به صورت نور ازآنها ساطع می شود. کارشناسان معتقدند که گازهای گلخانه ای که مهمترین عامل تولید آنها، لامپ های معمولی یا همان لامپ های رشته ای است باعث بروز این معضل شده است.

معنی led در دیکشنری تخصصی

[خودرو] Ligtht Emitting Diode.دیودی که با دریافت جریان برق نور میدهد.امروزه در اتومبیلهای مدرن از LED در چراغهای خطر و ترمز استفاده می شود. چون LED سریعتر از چراغهای معمولی روشن میشود.
[کامپیوتر] دیود نوری ؛ یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژ به خصوص تغذیه شود میدرخشد ؛ دیود ناشر نور Light Emiting Diode
[برق و الکترونیک] light - emitting diode-دیود نور افشان ؛ دیود گسیل [ال ای دی] نوعی دیود نیمه رسانای پیوند PN ای که دربایاس موافق ، نوری گسیل می کند که طول موج آن تابعی از جنس ماده ی آلاینده های آن است. ساختار بلوری گالیم آرسنید ( GaAs) طوری است که نور زیر قرمز نامرئی ( IR) از آن گسیل می شود . با افزودن فسفر به GaAs و تشکیل گالیم آرسنید فسفید ( GaAs P) ، طول موج گسیل به ناحیه ی قرمز مرئی کشیده می شود . فسفید گالیم ( GaP) در مناطق قرمز ، زرد ، و سبز نور گسیل می کند. از قرار دادن آلومینیم گالیم آرسنید ( AlGaAs) روی GaAsp دیودی به دست می آید که نور قرمز و زرد را با شدت بیشتری گسیل می کند. همچنین GaP روی GaP نور سبز شدید گسیل می کند. - light- emitting diode display-نمایشگر دیود نور - گسیل ( ال ای دی ) نوعی نمایشگر که در آن آرایه ای از دیود های نور - گسیل ( ال ای دی ) روی بسته عایق محکم یا قاب - سیم فلزی نصب شده و برای روشن کردن هر« ال ای دی» اتصال جداگانه ای بیرون آمده است . بسته بندی این نمایشگرها نوعاً به شکل دو ردیفه با قاب پلاستیکی کدر است که شیارها یا حفره هایی پلاستیکی شکل " لوله ی نوری " برای نمایش نقطه ای یا میله ای نور هر دیود در آن تعبیه شده است . با تحریک مناسب دیودها می توان انواع اعداد ، حروف ، یا نویسه ها را نمایش داد. همچنین می توان انواع اعداد ، مختلف رمز گشایی ، راه اندازی ، و تسهیم را می توان به منظور کاهش حجم مدارهای بیرونی ، در خود قطعه گنجاند.
[کامپیوتر] دیود نوری - نوعی دستگاه نیمه هادی که با عبور جریان الکتریکی از آن ، نور منتشر می کند. نور قرمز بر روی برخی از ساعتهای دیجیتالی به کار می رود که از دیودهای نور ...

معنی کلمه led به انگلیسی

led
• small lamp which is used as a pointer
• led is the past tense and past participle of lead.
led astray
• led away from that which is right, tempted to do wrong
led him by the nose
• was ahead of him, directed him, did not allow him to choose anything, controlled him
led his life
• lived his life, conducted himself
led the prayer
• was the leader in a religious prayer service, guided others in prayer
led the way
• guided or conducted at the head of, gave the tone
led to believe
• he was persuaded, he was made to think that - was true
led to victory
• caused a win, made winning possible
led zeppelin
• famous english rock and roll band (was active mainly in the 1970's)

led را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یزدان
رهبری (رهبری کردن)
گذشته lead
negin
منجر شدن به
Xaniar
هدایت کردن،بردن،راهنمایی کردن
Aaaaaaa
Led به معنای هدایت کردن هست
علی
منجر شدن به
Nini
هدایت کردن بردن
محدثه فرومدی
led by = به رهبری، به سرکردگی، به سرپرستی، با هدایت، با راهنمایی، با راهبری، با پیشوایی، به پیشگامی، با ریاست، با دنباله‌روی از، با پیروی از، با اقتدا به، به تبع، به تبعیت از، با متابعت از، با سرسپردگی به
محدثه فرومدی
پسوند led- : محور
market-led = بازارمحور
city-led = شهرمحور
demand-led = تقاضامحور
commercial-led = تجارت‌محور
پویا محمودی
رهنمود کردن
حسین فتاحی
تحت تاثیر
Maysm
هدایت کردن
bita
منتهی شدن

they were going on a river that led to the biggest, most awesome waterfall in America

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی led

کلمه : led
املای فارسی : لد‌
اشتباه تایپی : مثی
عکس led : در گوگل

آیا معنی led مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )