برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1539 100 1
شبکه مترجمین ایران

learning

/ˈlɜːrnɪŋ/ /ˈlɜːnɪŋ/

معنی: فراگیری، اطلاع، معرفت، فضیلت، عرفان، دانش، یادگیری، فضل وکمال
معانی دیگر: آموزش، علم

بررسی کلمه learning

اسم ( noun )
(1) تعریف: knowledge gained through systematic study.
مترادف: education, knowledge, schooling, studies, wisdom
مشابه: comprehension, erudition, lore, scholarship, understanding

(2) تعریف: the process of gaining knowledge.
مترادف: education, study
مشابه: enlightenment, scholarship, wisdom

واژه learning در جمله های نمونه

1. learning consists of humaneness, chivalry, and courtesy
علم آدمیت است و جوانمردی و ادب.

2. learning should be a pleasure rather than a chore
آموختن باید لذت بخش باشد نه طاقت فرسا.

3. a learning plateau
ترازه‌ی یادگیری

4. book learning is not enough
دانش کتابی بسنده نیست.

5. bookish learning on business is no guarantee of success in the bazaar
دانش کتابی درباره‌ی تجارت تضمین موفقیت دربازار نیست.

6. cue learning
نشانه آموزی

7. his learning filled everyone with awe
دانش او همه را غرق در احترام و شگفتی کرد.

8. human learning
دانش بشری

9. the learning of at least one foreign language
آموختن لااقل یک زبان خارجی

10. the learning of foreign languages
یادگیری زبان‌های خارجی

11. theoretical learning
یادگیری نظری،دانش نظری

12. rote learning
یادگیری طوطی وار،یادگیری از راه از بر کردن

13. julie is learning spanish with great facility
...

مترادف learning

فراگیری (اسم)
acquirement , learning , acquisition , universality
اطلاع (اسم)
knowledge , information , awareness , learning , notification , advice , notice , datum , know-how
معرفت (اسم)
knowledge , awareness , learning , comprehension , wisdom , cognition , education , science , osmose , kenning
فضیلت (اسم)
knowledge , learning , scholarship , wisdom , erudition , scholarism
عرفان (اسم)
knowledge , learning , gnosticism , mysticism , theosophy
دانش (اسم)
knowledge , learning , witting , letter , scholarship , wisdom , science , kenning , lore
یادگیری (اسم)
learning
فضل وکمال (اسم)
learning , scholarship

معنی عبارات مرتبط با learning به فارسی

(روان شناسی آموزشی) کم توانی آموزشی، کم توانی در یادگیری
(روان شناسی آموزشی) کم توان در یادگیری (دارای نقص جسمی یا روحی که فراگیری را دشوار یا نامیسر می کند)
ماشین فراگیر
دانشی که از راه کتاب و کلاس تحصیل شود (در مقابل دانش عملی)، دانش نگرشی، علم کتابی درمقابل علم عملی یاعلم زندگانی
فراگیری ماشین
دانش پروران
رنسانس در زمینه های علمی و ادبی (رجوع شود به: revaissance)
یادگیری طوطی وار، یادگیری از راه از بر کردن
خود فراگیر

معنی learning در دیکشنری تخصصی

learning
[برق و الکترونیک] فراگرفتن
[برق و الکترونیک] سیستم کنترل آموختن
[حسابداری] منحنی یادگیری
[کامپیوتر] منحنی یادگیری - نموداری که بیانگر کسب یک مهارت درمقابل زمان صرف شده بر روی آن است . اگر یادگیری چیزی برای به کارگیری آن سخت باشد ، می گویند که « منحنی یادگیری آن شیب دار است » . ( اگر چه به طور منطقی ، منحنی شیب دار باید بیانگر یادگیری سریع باشد ) .
[ریاضیات] منحنی یادگیری
[صنعت] منحنی یادگیری - نموداری که به عنوان شاخصی برای توانایی یادگیری در یک دوره زمانی می باشد.
[آمار] مجموعه یادگیری
[برق و الکترونیک] سیستم فراگیرنده
[کامپیوتر] آموختن به کمک کامپیوتر
[کامپیوتر] یادگیری به کمک کامپیوتر
[کامپیوتر] بسط آموزش به کمک کامپیوتر
[کامپیوتر] یادگیری برپایه کامپیوتر
[کامپیوتر] آموختن از راه دور
...

معنی کلمه learning به انگلیسی

learning
• knowledge gained through study, education; process of acquiring knowledge
• learning is knowledge that has been gained through studying.
learning aids
• resources that facilitate the learning process
learning by heart
• learning by rote repetition, memorizing
learning curve
• graph which diagrams the function of trying, graph which is an index of the ability to learn over a period of time
learning disabilities
• disorders characterized by difficulty in learning or reading that affect people of normal or above-average intelligence (such as dyslexia)
learning disability
• disorder characterized by difficulty in learning or reading that affects people of normal or above-average intelligence (such as dyslexia)
learning disabled
• people who have learning disabilities, people affected by disorders characterized by difficulty in learning or reading (such as dyslexia)
distance learning
• method of studying from far away, system of learning from home (via the internet or by sending assignments in the mail)
house of learning
• place where people go to study
individual learning
• study on one's own; studying at one's own pace
institution of higher learning
• educational institution for continued education after graduation from high school
institutions of learning
• educational institutions, places where students are taught, schools of learning
sleep learning
...

learning را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Azad
يادگيري
Poi
یاد گرفتن
م
متوجه شدن
paria
یاد گرفتن
اموختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی learning

کلمه : learning
املای فارسی : لیرنینگ
اشتباه تایپی : مثشقدهدل
عکس learning : در گوگل

آیا معنی learning مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )