برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

lawyer

/ˈlɔɪər/ /ˈlɔːjə/

معنی: مدافع، فقیه، قانون دان، حقوق دان، مشاور حقوقی، شارع، وکیل دادگستری
معانی دیگر: وکیل دعاوی، ملا

بررسی کلمه lawyer

اسم ( noun )
• : تعریف: one whose profession is to advise clients about legal matters and conduct lawsuits in court; attorney.
مترادف: attorney, attorney-at-law, counsel, counselor
مشابه: advocate, ambulance chaser, defender, defense, district attorney, jurist, mouthpiece, pettifogger, prosecuting attorney, prosecutor, public defender, shyster

واژه lawyer در جمله های نمونه

1. every lawyer knows the alphabet of law
هر وکیل دادگستری مبانی علم حقوق را می‌داند.

2. his lawyer challenged three of the jury
وکیل او سه نفر از اعضای هیئت منصفه را رد کرد.

3. the lawyer submitted that his client was innocent
وکیل ادعا کرد که موکل او بی‌گناه است.

4. the lawyer tried to trip the witness
وکیل دادگستری کوشید که شاهد را به اشتباه بیاندازد.

5. this lawyer is a master of chicanery
این وکیل استاد مغلطه است.

6. an eminent lawyer pleaded his case
یکی از وکلای مبرز دعوی او را (در دادگاه) اقامه کرد.

7. she sued her lawyer for malpractice
او وکیل خود را به خاطر عملکرد غلط تحت پیگرد قانونی قرار داد.

8. to entrust one's lawyer with the records
پرونده‌ها را در اختیار وکیل خود قرار دادن

9. to trust a lawyer with one's case
پرونده‌ی قضایی خود را دست وکیل دادگستری سپردن

10. he has engaged a lawyer
او وکیل گرفته است.

11. he has engaged a lawyer to look after his interests
او برای حفظ منافع خود وکیل گرفته است.

12. they went to a lawyer for advice
...

مترادف lawyer

مدافع (اسم)
advocate , defendant , lawyer , barrister
فقیه (اسم)
lawyer , jurisconsult
قانون دان (اسم)
lawyer , jurisconsult , jurist , legist
حقوق دان (اسم)
lawyer , jurisconsult , jurist
مشاور حقوقی (اسم)
lawyer , jurisconsult
شارع (اسم)
lawyer , lawgiver
وکیل دادگستری (اسم)
lawyer

معنی عبارات مرتبط با lawyer به فارسی

(حقوق) وکیل کیفری، وکیل جنایی، وکیل جزا
(آمریکا - عامیانه) وکیل دادگستری زرنگ و پشت هم انداز
(عامیانه) ملوان ستیزگر، ملاح جنجال دوست
وکیل دادگستری که در دادگاههای جنایی حضور مییابد

معنی lawyer در دیکشنری تخصصی

lawyer
[حقوق] وکیل، حقوقدان

معنی کلمه lawyer به انگلیسی

lawyer
• one who represents people in a court of law or advises them on legal matters, barrister, attorney
• a lawyer is a person who is qualified to advise people about the law and represent them in court.
defense lawyer
• defense attorney, defendant's lawyer (law)
i am not a lawyer
• i am not certified to provide legal advice or representation
sea lawyer
• polemic sailor; sailor who tends to question or complain about orders given (slang); prisoner who has become an expert in law and helps other inmates write petitions and pleas (slang); gray snapper fish

lawyer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

reza
حقوقدان. وکیل
خورشيدوند
A person who is a lawyer and veterinarian
يار دلواري
Should I marry a lawyer
من با وکیل ازدواج کنم ؟
f.s
مشاور،وکیل
tinabailari
حقوق دان ، وکیل
I want to see my lawyer before I say anything
قبل از اینکه چیزی بگم ، می خوام وکیلم رو ببینم 🎲
سپنتا
وکیل یا حقوق دان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی lawyer

کلمه : lawyer
املای فارسی : لویر
اشتباه تایپی : مشصغثق
عکس lawyer : در گوگل

آیا معنی lawyer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )