برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1466 100 1

lawmaker

/ˈlɒˌmekər/ /ˈlɔːmeɪkə/

معنی: قانون گزار
معانی دیگر: قانون گذار، نماینده ی مجلس، عضو قوه ی مقننه، مقنن

بررسی کلمه lawmaker

اسم ( noun )
مشتقات: lawmaking (adj.), lawmaking (n.)
• : تعریف: one who makes or approves laws; legislator.
مشابه: legislator

واژه lawmaker در جمله های نمونه

1. Tax-cutting proposals could prove irresistible to lawmakers.
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد کاهش مالیات می‌تواند در برابر قانونگذاران مقاومت ناپذیر باشد
[ترجمه گوگل]پیشنهادات مالیاتی می تواند برای قانونگذاران غیر قابل مقاومت باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Most of the lawmakers who met with the president yesterday said they backed the mission.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از قانونگذاران که دیروز با رئیس‌جمهور دیدار کردند گفتند که از این ماموریت حمایت کرده‌اند
[ترجمه گوگل]اکثر قانون گذاران که روز گذشته با رییس جمهور دیدار کردند، گفتند که این مأموریت را پشت سر گذاشته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. One lawmaker estimated actual losses at $ 100 million.
[ترجمه ترگمان]یکی از نمایندگان مجلس خسارت‌های واقعی را ۱۰۰ میلیون دلار برآورد کرد
[ترجمه گوگل]یکی از قانونگذاران، زیان های واقعی را در 100 میلیون دلار تخمین زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Paul Coverdell, accusing the first-term lawmaker of improperly using his office correspondence files in a re-election fundraising effort.
...

مترادف lawmaker

قانون گزار (اسم)
lawgiver , lawmaker

معنی کلمه lawmaker به انگلیسی

lawmaker
• one who makes laws, lawgiver, legislator

lawmaker را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Abolfazl
قانون گذار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lawmaker
کلمه : lawmaker
املای فارسی : لومکر
اشتباه تایپی : مشصئشنثق
عکس lawmaker : در گوگل

آیا معنی lawmaker مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران