برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1408 100 1

lane

/ˈleɪn/ /leɪn/

معنی: کوچه، نای، راه باریک، گلو، خط سیر هوایی، راه دریایی
معانی دیگر: کوی، باریک راه، کوره راه، پس کوچه، راه (از میان جمعیت و غیره)، دریا راه (shipping lane و sea lane هم می گویند)، (شاهراه ها و غیره) هر یک از نواره های خطکشی شده برای عبور یک اتومبیل، خط عبوری، لاین، راهچه، باند، راه هوایی (مسیر معمولی هواپیماها از جایی به جایی)، هوا راه، (مسابقات دو و غیره: هر یک از باریکراه های خطکشی شده) راهچه، (بسکتبال) ناحیه ی زیر حلقه (به عرض 12 فوت از خط پرتاب آزاد تا زیر حلقه)، (اسکاتلند) رجوع شود به: lone، مسیر که باخطکشی مشخص میشود، کوچه ساختن، منشعب کردن

بررسی کلمه lane

اسم ( noun )
(1) تعریف: a narrow passage, as between hedges, walls, or buildings.
مترادف: path
مشابه: alley, alleyway, corridor, defile, footpath, passage, passageway, thoroughfare, walk, way

(2) تعریف: a narrow country road or city street.
مشابه: alley, path, road, way

(3) تعریف: a bounded or marked course, often parallel to other such courses, as for a line of vehicles on a highway or for a single swimmer or runner in a race.
مشابه: channel, course, track

(4) تعریف: an air or sea route.
مترادف: corridor
مشابه: air lane, airway, channel, route, skyway

(5) تعریف: a narrow passage or opening in a crowd of people.
مشابه: channel, opening, passage, passageway, way

(6) تعریف: a raised wooden passageway, bounded by gutters, along which a bowling ball is pitched; alley.
مترادف: alley

(7) تعریف: (pl.) a bowling establishment.
مترادف: bowling alley
مشابه: alleys

واژه lane در جمله های نمونه

1. a lane between rows of machines in a factory
باریک‌راهی از میان ردیف ماشین‌آلات کارخانه

2. the police opened a lane through the crowd and let us pass
پلیس‌ها از میان جمعیت راهی گشودند و گذاشتند ما رد شویم.

3. It is a long lane that has no turning.
[ترجمه ترگمان]راه درازی است که تغییر نکرده است
[ترجمه گوگل]این خط طولانی است که هیچ چرخشی ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Sometimes they just drive slowly down the lane enjoying the scenery.
[ترجمه ترگمان]بعضی اوقات به آرامی از جاده می‌گذرند و از منظره لذت می‌برند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات آنها فقط به آرامی در حال حرکت با خطوط با بهره گیری از مناظر می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This is the slow lane of a motorway.
[ترجمه ترگمان]این جاده آهسته اتوبان است
[ترجمه گوگل]این خط آهسته یک بزرگراه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We drove along a muddy lane to reach the farmhouse.
...

مترادف lane

کوچه (اسم)
alley , street , lane
نای (اسم)
throat , windpipe , lane , tube , cane , bronchial tube , trachea , pipe , fistula , gullet
راه باریک (اسم)
lane , swath , swathe , dog-trot , slype
گلو (اسم)
fauces , throat , throttle , lane , gorge , gullet , pharynx
خط سیر هوایی (اسم)
lane
راه دریایی (اسم)
lane , seaway

معنی عبارات مرتبط با lane به فارسی

راه هوایی، مسیر هوایی (airway هم می گویند)، خط هوایی
پس کوچه، کوچه فرعی پس کوچه، کوچه فرعی یاپرت
(در بزرگراه) بخش خط کشی شده برای خودروهای تندتر، تندراهه
راه کشتی رو در اقیانوس
راه دریایی، دریاراه، جاده دریایی، مسیر دریایی

معنی lane در دیکشنری تخصصی

lane
[عمران و معماری] خط عبور - خط عبوری - خط
[زمین شناسی] خط عبور ، خط عبوری ، خط
[عمران و معماری] تغییر مسیر
[زمین شناسی] تغییر مسیر
[عمران و معماری] تابلوی خط عبوری بسته است
[عمران و معماری] توزیع خط عبوری
[عمران و معماری] افت خط عبوری
[زمین شناسی] افت خط عبوری
[عمران و معماری] خط عبوری
[زمین شناسی] خط عبوری
[عمران و معماری] سربار خط عبوری - بارگسترده
[زمین شناسی] سر بار خط عبوری ، بار گسترده
[عمران و معماری] موقعیت خط عبوری
[زمین شناسی] کاهش عرض عبور(خطوط)
[عمران و معماری] موقعیت خط عبوری
[عمران و معماری] تابلوی به جاده نزدیک می شوید
[عمران و معماری] خط شتاب - خط سرعت گیری
[عمران و معماری] خط عبوری کمکی
...

معنی کلمه lane به انگلیسی

lane
• alley, narrow passageway between buildings (or walls, etc.); narrow road; course or track which has clear boundaries on either side (as on a highway, racetrack, etc.); set route followed by planes or ships
• a lane is a narrow road in the country.
• roads, race courses, and swimming pools are sometimes divided into lanes. these are parallel strips separated from each other by lines or ropes.
air lane
• route through the air travelled by aircraft, airway; passageway through which air travels (medical); ventilator shaft
back lane
• (british) back alley, small path or street behind a row of houses
fast lane
• high-speed lane, lane on a road or highway that is designated for high-speed travel; fast-paced lifestyle, lifestyle characterized by the desire for instant gratification; shortest or fastest route to
inbound lane
• lane traveling towards a center
memory lane
• imaginary place where memories are kept
ocean lane
• path for sea travel
one lane
• having only one lane in a single direction
sea lane
• fixed and regularly used sea route for large vessels
• a sea lane is a particular route that is regularly used by ships when crossing a sea or ocean.
swerve into the opposite lane
• move quickly in the other lane, swerve into oncoming traffic
two lane
• having two lanes of traffic in the same direction

lane را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیما
کوچه Alley، مسیر بین دو ردیف خانه یا مغازه . این کلمه انگلیسی است که در گویش مردم آبادان با همین تلفظ ( لین ) با کسره حرف لام گفته می شود . برخی به اشتباه آنرا با line که به معنی خط و یا خط فاصل بین دو مسیر است بکار میبرند . این کلمه به معنی راه هم آورده میشود مانند جاده چهار بانده یا چهار راهه ( four-lane thruway )
ebi
گذرگاه ، گذرگاه پیوندی ، گذرگاه ارتباطی

راهِ پیوندی ، راه ارتباطی

مسیر پیوندی ، مسیر ارتباطی
مهسا احسانی فره
Lane=line
مسیر
Mohammad
Lane(n)=narrow street معنی خیابان باریک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lane
کلمه : lane
املای فارسی : لانه
اشتباه تایپی : مشدث
عکس lane : در گوگل

آیا معنی lane مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )