برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1458 100 1

landing place


فرودگاه، اسکله، پاگرد، صفه میان دو ردیف از پلکان

واژه landing place در جمله های نمونه

1. They travelled to faraway lands/places.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به سرزمین‌های دور دست سفر کردند
[ترجمه گوگل]آنها به سرزمین ها / مکان های دور سفر کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Viking was gently warped into the landing place where she was soon securely moored with her bow overhanging the rocks.
[ترجمه ترگمان]Viking به آرامی به محل فرود آمده بودند، جایی که او به زودی با کمان خود در کنار صخره‌ها لنگر انداخته بود
[ترجمه گوگل]وایکینگ به آرامی به محل فرود که در آن او به زودی به طور ایمن با قایق خود را بر روی سنگ غرق شده اسکله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Our shore controls continued to watch the original landing place.
[ترجمه ترگمان]کنترل ساحلی ما همچنان به تماشای محل فرود اصلی خود ادامه دارد
[ترجمه گوگل]کنترل ساحل ما همچنان به تماشای محل فرود اصلی ادامه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You'd need the landing place.
[ترجمه ترگمان]تو به محل فرود نیاز داری
[ترجمه گوگل]شما به محل فرود نیاز ...

معنی landing place در دیکشنری تخصصی

landing place
[عمران و معماری] محل توقف - محل فرود

landing place را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی landing place
کلمه : landing place
املای فارسی : لندینگ پلیس
اشتباه تایپی : مشدیهدل حمشزث
عکس landing place : در گوگل

آیا معنی landing place مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران