برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

labeled

/ˈleɪbəld/ /ˈleɪbəld/

معنی: برچسب دار

واژه labeled در جمله های نمونه

1. The bottle was specifically labeled "poison. ".
[ترجمه ترگمان]بطری به طور خاص \"زهر\" بود
[ترجمه گوگل]بطری به طور خاص برچسب 'سم' بود '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He labeled the boastful man a liar.
[ترجمه ترگمان]مرد مغروری را دروغ گو خطاب کرد
[ترجمه گوگل]او مرد دروغگو را دروغگو نامید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She labeled the case with her name and address.
[ترجمه ترگمان]اسم و آدرس او را نوشته بود
[ترجمه گوگل]او با نام و آدرس او جعبه مورد نظر را نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. On the customs declaration, the sender labeled the freight as agricultural machinery.
[ترجمه ترگمان]در اظهارنامه گمرکی، فرستنده بار را به عنوان ماشین‌آلات کشاورزی برچسب زد
[ترجمه گوگل]در اعلامیه گمرکی، فرستنده حمل و نقل را به عنوان ماشین آلات کشاورزی نامگذاری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف labeled

برچسب دار (صفت)
labeled

معنی عبارات مرتبط با labeled به فارسی

پرونده برچسب دار

معنی کلمه labeled به انگلیسی

labeled
• tagged, affixed with a label; named, classified

labeled را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد مصطفایی
برچسب گذاری
سرگل رضائی
اتیکت گذازی
m.javid
نشان دار
504
نامیده شدن
پیمان پاشا
نام گذاری، نامیده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی labeled

کلمه : labeled
املای فارسی : لبلد
اشتباه تایپی : مشذثمثی
عکس labeled : در گوگل

آیا معنی labeled مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )