برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1390 100 1

Lay down the law


1- آمرانه تعیین تکلیف کردن، دستور قاطع دادن 2- گوشمالی دادن

واژه Lay down the law در جمله های نمونه

1. I laid down the law to my wife for running up so many shopping bills.
[ترجمه ترگمان]قانون را برای اداره کردن بسیاری از قبض‌های خرید به همسرم نوشتم
[ترجمه گوگل]من قانون را به زنم دادم تا حسابهای خرید بسیار زیادی را اجرا کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I could hear him laying down the law.
[ترجمه ترگمان]می‌توانستم صدای او را بشنوم که به زمین افتاده بود
[ترجمه گوگل]من می توانستم او را قانع کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She can't just come into this office and start laying down the law.
[ترجمه ترگمان]او نمی‌تواند به این دفتر بیاید و شروع به کار کردن قانون کند
[ترجمه گوگل]او نمیتواند فقط به این دفتر برود و شروع به قانون کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. My dad started laying down the law about what time I should come home.
[ترجمه ترگمان]بابام شروع کرد به کار کردن در مورد اینکه چه زمانی باید برگردم خونه
[ترجمه گوگل]پدرم شروع به تنظیم قوانین درباره زمانیکه من باید به خانه برگر ...

معنی کلمه Lay down the law به انگلیسی

lay down the law
• speak with authority

Lay down the law را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Yaser
قانون را رعایت کردن، به شدت مقرراتی بودن
میثم علیزاده
دیکته کردن، تاکید خصمانه بر انجام کاری
سید محمد هاشمی
Lay down the law:
قانون وضع کردن






Collins:👇👇👇
to tell someone what to do or how to behave in a way that shows that you expect them to obey you completely.

Eg: we lay down the law, people stop attacking each other.
ما قانون وضع میکنیم تا مردم به هم حمله ور نشن.
محمد نصر
بکن و نکن کردن
sam
Don't lay down the law to me
برای من تعیین تکلیف نکن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lay down the law
کلمه : lay down the law
املای فارسی : لای دون تاه لاو
اشتباه تایپی : مشغ یخصد فاث مشص
عکس lay down the law : در گوگل

آیا معنی Lay down the law مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )