برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

Last time

واژه Last time در جمله های نمونه

1. It's a long time since she ate out last time.
[ترجمه ترگمان]از آخرین باری که اون بیرون غذا خورده خیلی وقت گذشته
[ترجمه گوگل]این زمان طولانی است که او از زمان گذشته بیرون رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Last time I married a swaying shadow.
[ترجمه ترگمان]آخرین باری که با یه سایه تاب مقاومت کردم
[ترجمه گوگل]آخرین بار من با یک سایه غول پیکر ازدواج کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The last time I saw Rachel she was hobbling around with a stick.
[ترجمه ترگمان]آخرین باری که ریچل را دیدم داشت لنگ لنگان لنگان لنگان به اطراف می‌رفت
[ترجمه گوگل]آخرین بار من راشل را دیدم که او با چوب چسبیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Last time I took my pulse, it was a bit fast.
[ترجمه ترگمان]آخرین باری که ضربان قلبم رو گرفتم خیلی سریع بود
[ترجمه گوگل]آخرین بار من پالس من را گرفتم، کمی سریع بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Last time به انگلیسی

last time
• most recent time, time closest to now

Last time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

U
Last time beacuse not going to 6th and
Majid
آخرین دفعه
Rainbow Glimmer
آخرین وقت
حامی
بارِ آخر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی Last time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )