🔸 معادل فارسی:
• لبخند معنادار، لبخند بامعنا
🔸 مثال ها:
"She gave me a knowing smile when I asked about the surprise party, confirming she was in on the secret. "
وقتی درباره مهمانی سورپرایز پرسیدم، لبخند معناداری به من زد و تأیید کرد که او هم در جریان راز است.
... [مشاهده متن کامل]
"The detective leaned back with a knowing smile, certain he had already solved the case. "
کارآگاه با لبخندی بامعنا به صندلی تکیه داد، مطمئن بود که پرونده را حل کرده است.
"As the professor explained the complex theory, he exchanged a knowing smile with a fellow expert in the audience. "
وقتی استاد نظریه پیچیده را توضیح می داد، با یکی از متخصصان حاضر در جمع لبخند رازآلودی رد و بدل کرد.
• لبخند معنادار، لبخند بامعنا
🔸 مثال ها:
وقتی درباره مهمانی سورپرایز پرسیدم، لبخند معناداری به من زد و تأیید کرد که او هم در جریان راز است.
... [مشاهده متن کامل]
کارآگاه با لبخندی بامعنا به صندلی تکیه داد، مطمئن بود که پرونده را حل کرده است.
وقتی استاد نظریه پیچیده را توضیح می داد، با یکی از متخصصان حاضر در جمع لبخند رازآلودی رد و بدل کرد.