know the drill

پیشنهاد کاربران

🔸معادل فارسی:
• روال کار را بلد بودن، طرز کار را دانستن
• با رویهٔ معمول آشنا بودن و بدون نیاز به توضیح اضافی عمل کردن
• ( در موقعیت های تکراری ) از قبل دانستن که باید چه کار کرد
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• You don't need to explain the rules to him – he knows the drill.
نیازی نیست قوانین را برایش توضیح بدی – روال کار را بلد است.
• When the fire alarm goes off, everyone knows the drill: leave the building calmly.
وقتی آتش سوزی به صدا درمی آید، همه روال کار را می دانند: با آرامش ساختمان را ترک کنند.
• I've been here for ten years, so I know the drill by now.
ده سال است اینجا هستم، بنابراین تا حالا روال کار را بلدم.

چم و خم کار رو دونستن
روال کار را دانستن
دانستن چگونگی انجام کار: آشنایی با یک روند معمول، روال