شناختن
I know of a website where you can find all the information you need about the hotels in that area.
من یه سایت می شناسم که می تونی اطلاعات کامل هتل های اون منطقه رو اونجا پیدا کنی
I know him او را می شناسم، دیدمش، آشنا هستم باهاش
I know about him در موردش شنیدم ( از یک نفر دیگر ) که مثلا اینطوریه، اونطوریه،
I know of him یعنی تا حدی می شناسند که فقط اسمش به گوشم خورده، اسمش آشنا میاد
... [مشاهده متن کامل]
I know of three people who would like to transfer to another location
شنیدم که سه نفر میخانه نقل مکان کنند، یه جای دیگری بروند.
عاشق کلمه
سعید امدادی
09127772125
شناختن
دانستن
درباره چیزی یا کسی شنیدن
شنیدم دربارش اما ندیدمش ( مثلا مهدی رو )
I know of he
سراغ داشتن.
آگاه/مطلع/خبردار بودن از، آگاهی/اطلاع/خبر داشتن از