knocko

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی عامیانه:
• مأمور یگان ویژه مواد مخدر
• سگ پلیس ( در معنای تحقیرآمیز )
• به طور عام: پلیس
🔸 مثال ها:
• The white guy [. . . ] looked too twitchy and scared to be a knocko.
...
[مشاهده متن کامل]

اون مرد سفیدپوست از اونجایی که زیادی مضطرب و ترسیده به نظر می رسید، نمی تونست یک پلیس مواد مخدر باشه.
• Watch your back, the knockos are doing a sweep in this neighborhood.
مواظب خودت باش، مأمورای یگان ویژه مواد مخدردارن تو این محله دور می زنن.
• These plainclothes knockos are aggressive; they don't announce themselves.
این پلیسای لباس شخصی خشنن و خودشون رو معرفی نمی کنن.