knocking off

پیشنهاد کاربران

نقش زمین کردن :
Pubch the manager, knockingthem off their feet
مشتی به مدیر زد و او را نقش زمین کرد
به طور غیر رسمی یگبه معنی ( ( تمام کردن کار ) ) استفاده میشه

بپرس