🔸 مثال ها:
"Wait until you see her painting. It'll knock your socks off. "
صبر کن تا نقاشی او را ببینی. حسابی مات و مبهوتت می کند.
"The singer's performance at the concert was incredible. She really knocked everyone's socks off. "
... [مشاهده متن کامل]
اجرای آن خواننده در کنسرت باورنکردنی بود. او واقعاً همه را حسابی شگفت زده کرد ( از جا در برد ) .
"This new restaurant claims their dessert will knock your socks off. Let's test that theory. "
این رستوران جدید ادعا می کند دسرشان شما را شگفت زده می کند. بیا آن نظریه را آزمایش کنیم.
"We need an ad campaign that will knock our clients' socks off, not another boring spreadsheet. "
ما به یک کمپین تبلیغاتی نیاز داریم که مشتریانمان را شگفت زده کند، نه یک صفحه گسترده ( اکسل ) خسته کننده دیگر.
صبر کن تا نقاشی او را ببینی. حسابی مات و مبهوتت می کند.
... [مشاهده متن کامل]
اجرای آن خواننده در کنسرت باورنکردنی بود. او واقعاً همه را حسابی شگفت زده کرد ( از جا در برد ) .
این رستوران جدید ادعا می کند دسرشان شما را شگفت زده می کند. بیا آن نظریه را آزمایش کنیم.
ما به یک کمپین تبلیغاتی نیاز داریم که مشتریانمان را شگفت زده کند، نه یک صفحه گسترده ( اکسل ) خسته کننده دیگر.
کسی را به شدت شگفت زده و غافلگیر کردن ( معمولا بار مثبت داره )