knock someone's ear off

پیشنهاد کاربران

تصحیح می کنم:
به معنی *زیاد* صحبت کردن با کسی ( مخصوصا با صدای بلند )
( از صحبت زیاد ) سر کسی را خوردن
He knocks my ear off every time he calls me.
هر دفعه بهم زنگ می زنه، سرمو می خوره انقد که حرف می زنه.
به معنی صحبت کردن با کسی ( مخصوصا با صدای بلند )
( از صحبت زیاد ) سر کسی را خوردن
He knocks my ear off every time he calls me.
هر دفعه بهم زنگ می زنه، سرمو می خوره انقد که حرف می زنه.