🔸 معادل فارسی:
• تند و سریع انجام دادن، یک سره کردن ( کار )
• از پیش رو برداشتن، تمام کردن ( به خصوص با سرعت و انرژی )
• ( در بیسبال و ورزش ) بیرون زدن، ناک اوت کردن ( مشت زنی )
• ( در موسیقی/اجرا ) عالی اجرا کردن، از پسش برآمدن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( کار و وظیفه )
"I've got a ton of emails. I'll knock them out before lunch. "
یک عالمه ایمیل دارم. پیش از ناهار یک سره می کنمشان.
• ( پروژه گروهی )
"This assignment is easy. We can knock it out in an hour. "
این تکلیف آسان است. می توانیم یک ساعته تحویلش بدهیم.
• ( بیسبال )
"With two outs, the batter knocked it out to win the game. "
با دو اوت، ضربه زن توپ را زد بیرون و بازی را برد.
• ( طنز/تأکید )
"You want the report by 5 PM? Consider it knocked out. "
تا ساعت پنج گزارش رو می خوای؟ تمام شده حسابش کن.
• ( ناک اوت در بوکس – مجازی )
"He knocked out the competition with that presentation. "
با آن ارائه، رقابت را، یک سره کرد.
• تند و سریع انجام دادن، یک سره کردن ( کار )
• از پیش رو برداشتن، تمام کردن ( به خصوص با سرعت و انرژی )
• ( در بیسبال و ورزش ) بیرون زدن، ناک اوت کردن ( مشت زنی )
• ( در موسیقی/اجرا ) عالی اجرا کردن، از پسش برآمدن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( کار و وظیفه )
یک عالمه ایمیل دارم. پیش از ناهار یک سره می کنمشان.
• ( پروژه گروهی )
این تکلیف آسان است. می توانیم یک ساعته تحویلش بدهیم.
• ( بیسبال )
با دو اوت، ضربه زن توپ را زد بیرون و بازی را برد.
• ( طنز/تأکید )
تا ساعت پنج گزارش رو می خوای؟ تمام شده حسابش کن.
• ( ناک اوت در بوکس – مجازی )
با آن ارائه، رقابت را، یک سره کرد.