knickknack

/ˈnɪkˌnæk//ˈnɪkˌnæk/

اشیای تزئینی کوچک و معمولا کم ارزش، خرت و پرت، زلم زیمبو، چیزقشنگ وکم بها، بازیچه کوچک، چیزقشنگ وکم بهاکه بیشتربرای ارایش بکارمیرود، چیز نادان فریب
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: knickknacky (adj.)
• : تعریف: a small decorative object.

جمله های نمونه

1. The shelves were covered with ornaments and useless knick-knacks.
[ترجمه گوگل]قفسه‌ها با زیور آلات و زیور آلات بی‌فایده پوشیده شده بود
[ترجمه ترگمان]قفسه ها پوشیده از جواهرات و خرت و پرت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They had various knick-knacks on the top of the bookcase.
[ترجمه گوگل]آن‌ها در بالای قفسه کتاب دارای ظرافت‌های مختلف بودند
[ترجمه ترگمان]آن ها روی قفسه کتاب خرد شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The room was filled with tables, knick-knacks, chairs, and a large horsehair three-piece suite.
[ترجمه گوگل]اتاق مملو از میزها، صندلی‌های کوچک و یک سوئیت بزرگ سه تکه از موی اسب بود
[ترجمه ترگمان]اتاق پر از میزها، خرت و پرت، صندلی ها و یک اتاق سه نفره بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You have a Chinese knickknack hanging on your rear view mirror.
[ترجمه گوگل]شما یک چاقو چینی روی آینه دید عقب آویزان دارید
[ترجمه ترگمان]تو یه اسباب بازی چینی داری که تو آینه پشت تو آویزون شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He played knickknack on my hive.
[ترجمه گوگل]او روی کندو من بازی می کرد
[ترجمه ترگمان]او بازیچه کوچک من شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We've had our share of small knickknack injuries and we haven't really faced any extreme adversity so far.
[ترجمه گوگل]ما سهم خود را از آسیب‌های ناخوشایند کوچک داشته‌ایم و واقعاً تاکنون با هیچ ناملایمات شدیدی روبرو نشده‌ایم
[ترجمه ترگمان]ما سهم ما از جراحات کوچک knickknack را داشتیم و ما واقعا تا کنون با مشکلات افراطی روبرو نشده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The itinerant peddlers had packed away their beadwork and knickknacks, folded their tents or shut their booths, and departed.
[ترجمه گوگل]دستفروشان دوره گرد، مهره‌ها و چمدان‌هایشان را جمع کرده بودند، چادرهایشان را تا کرده بودند یا غرفه‌هایشان را بسته بودند و رفتند
[ترجمه ترگمان]The دوره گرد، beadwork و خرت و پرت ها را جمع کرده و tents را تا کرده و از آنجا بیرون رفته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Particularly brightly colored and filled with every type of knickknack is the market that is held in Green Market Square.
[ترجمه گوگل]بازاری که در میدان گرین مارکت برگزار می‌شود، به‌ویژه رنگ‌های روشن و پر از هر نوع لقمه‌ای است
[ترجمه ترگمان]به خصوص رنگارنگ و پر از هر نوع of بازاری است که در میدان بازار سبز برگزار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• decorative object, ornament
small item (often decorative), trinket

پیشنهاد کاربران

بدلیجات
زلم زیبمو
خرت و پرت
Trinket
A small showy ornament or piece of jewelry
وسیلۀ تزئینی ( دکوری ) کوچک
بدلیجات
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما