• (1)تعریف: (informal) a distant relative who is known well enough to be greeted with a kiss.
• (2)تعریف: someone or something that is very similar to another.
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی: • ( خویشاوند ) فامیل نزدیکی که می توان با او ازدواج کرد • ( مجازی ) چیزهای بسیار شبیه به هم • در زبان محاوره: هم قوم و قوم خویش، آشنا و نزدیک 🔸 مثال ها: ( خانوادگی ) In some places, marrying your kissing cousin was once a way to keep property in the family. ... [مشاهده متن کامل]
در برخی جاها، ازدواج با پسرعمو/دخترعموی قابل ازدواج راهی برای حفظ ثروت در خانواده بود. ( استعاری ) Hip - hop and R&B are kissing cousins – they share so many musical elements. هیپ هاپ و آراندبی خیلی به هم شبیه هستند – عناصر موسیقایی مشترک زیادی دارند. ( طنز ) We're not actually related, but we grew up together, so we're like kissing cousins. ما فامیل نیستیم، اما با هم بزرگ شدیم، پس انگار فامیل نزدیکیم. ( تاریخی ) The term "kissing cousin" reflects old social customs about acceptable marriage partners. اصطلاح پسرعمو/دخترعموی حلال، نشان دهنده آداب و رسوم قدیمی درباره شرکای ازدواج قابل قبول است.