🔸 معادل فارسی:
• ( اصلی ) علامت اطاعت و بندگی نشان دادن، کرنش کردن، تسلیم بیچون و چرا بودن
• ( مجازی ) چاپلوسی و تملق افراطی کردن ( برای جلب رضایت رئیس یا مقام مافوق )
• حلقه کسی را بوسیدن ( ترجمه تحت اللفظی )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( در سیاست )
"The senator had to kiss the ring of the party boss to get the committee appointment. "
آن سناتور برای به دست آوردن انتصاب در کمیته، مجبور بود در برابر رئیس حزب کرنش کند.
( در رقابت های صنعتی )
"Smaller tech companies often kiss the ring of industry giants to avoid being crushed. "
�شرکت های کوچک فناوری اغلب برای اینکه نابود نشوند، در برابر غول های صنعت اعلام اطاعت می کنند ( حلقه آنها را می بوسند ) . �
( در تحلیل رسانه ای – توصیف رقبای سیاسی )
"After dropping out of the race, the candidate finally kissed the ring of the front - runner. "
پس از کناره گیری از رقابت ها، آن نامزد بالاخره در برابر نفر اول تسلیم شد و اعلام وفاداری کرد.
( در محیط کار )
"I refuse to kiss the ring of the manager just to get a day off. "
فقط برای یک روز مرخصی حاضر نیستم جلوی مدیر خم و راست بشم.
• ( اصلی ) علامت اطاعت و بندگی نشان دادن، کرنش کردن، تسلیم بیچون و چرا بودن
• ( مجازی ) چاپلوسی و تملق افراطی کردن ( برای جلب رضایت رئیس یا مقام مافوق )
• حلقه کسی را بوسیدن ( ترجمه تحت اللفظی )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( در سیاست )
آن سناتور برای به دست آوردن انتصاب در کمیته، مجبور بود در برابر رئیس حزب کرنش کند.
( در رقابت های صنعتی )
�شرکت های کوچک فناوری اغلب برای اینکه نابود نشوند، در برابر غول های صنعت اعلام اطاعت می کنند ( حلقه آنها را می بوسند ) . �
( در تحلیل رسانه ای – توصیف رقبای سیاسی )
پس از کناره گیری از رقابت ها، آن نامزد بالاخره در برابر نفر اول تسلیم شد و اعلام وفاداری کرد.
( در محیط کار )
فقط برای یک روز مرخصی حاضر نیستم جلوی مدیر خم و راست بشم.