۱. کشتار پی درپی ( اسم ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
The gunman went on a killing spree in the city center.
۲. جنون آدم کشی ( اسم )
The movie depicts a psychopath on a violent killing spree.
... [مشاهده متن کامل]
۳. آدم کشی زنجیره ای در بازه زمانی کوتاه ( اسم )
Police are trying to catch the man before he continues his killing spree.
۴. حمام خون ( اسم - استعاری )
The revenge mission turned into a bloody killing spree.
۵. سلاخی / کشتار وحشیانه ( اسم )
Historical records describe a killing spree that lasted for days.
۶. تک تازی برای قتل ( اسم )
The suspect was finally stopped during his killing spree.
توضیح:
این اصطلاح به وضعیتی اطلاق می شود که در آن یک فرد دو یا چند نفر را در مکان های مختلف و در یک بازه زمانی بسیار کوتاه ( از چند ساعت تا چند روز ) به قتل می رساند. تفاوت اصلی "Killing spree" با "Serial killing" ( قتل های زنجیره ای ) در این است که در قتل های زنجیره ای معمولاً یک دوره طولانی "سرد شدن" یا توقف بین قتل ها وجود دارد، اما در "Spree"، قتل ها به صورت پشت سرهم، با هیجان و جنون آنی و بدون وقفه طولانی رخ می دهند. این اصطلاح بار جنایی و پلیسی شدیدی دارد و به نوعی "افراط در جنایت" اشاره می کند.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Mass murder / Serial killing / Rampage / Bloodbath / Carnage / Homicide / Slaughter / Massacre / Bloodshed / Running amok / Murderous rampage
۲. جنون آدم کشی ( اسم )
... [مشاهده متن کامل]
۳. آدم کشی زنجیره ای در بازه زمانی کوتاه ( اسم )
۴. حمام خون ( اسم - استعاری )
۵. سلاخی / کشتار وحشیانه ( اسم )
۶. تک تازی برای قتل ( اسم )
توضیح:
این اصطلاح به وضعیتی اطلاق می شود که در آن یک فرد دو یا چند نفر را در مکان های مختلف و در یک بازه زمانی بسیار کوتاه ( از چند ساعت تا چند روز ) به قتل می رساند. تفاوت اصلی "Killing spree" با "Serial killing" ( قتل های زنجیره ای ) در این است که در قتل های زنجیره ای معمولاً یک دوره طولانی "سرد شدن" یا توقف بین قتل ها وجود دارد، اما در "Spree"، قتل ها به صورت پشت سرهم، با هیجان و جنون آنی و بدون وقفه طولانی رخ می دهند. این اصطلاح بار جنایی و پلیسی شدیدی دارد و به نوعی "افراط در جنایت" اشاره می کند.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
قتل عام کردن
🔸 معادل فارسی:
• قتل های پیاپی
• کشتار سریالی یا پشت سرهم
________________________________________
🔸 تعریف ها:
1. ** ( جنایی – اصلی ) :** مجموعه ای از قتل ها که در مدت کوتاهی و بدون فاصله ی زیاد رخ می دهند.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: *The criminal went on a killing spree across the city. *
مجرم در سراسر شهر دست به **قتل های پیاپی** زد.
2. ** ( رسانه ای – عمومی ) :** اصطلاحی برای توصیف خشونت شدید و پشت سرهم در اخبار یا فیلم ها.
- مثال: *The movie depicts a killing spree by a gang. *
فیلم یک **کشتار سریالی** توسط یک باند را نشان می دهد.
3. ** ( استعاری – محاوره ای ) :** گاهی به صورت طنز یا اغراق برای توصیف فعالیت شدید و بی وقفه ( غیرخشونت آمیز ) .
- مثال: *She went on a shopping spree, not a killing spree. *
او به یک **خرید بی وقفه** رفت، نه یک **کشتار سریالی**.
________________________________________
🔸 مترادف ها:
mass killing – murder rampage – slaughter – bloodbath – killing rampage
________________________________________
🔸 مثال ها:
• *The suspect was arrested after a killing spree. *
مظنون بعد از یک **قتل پیاپی** دستگیر شد.
• *The novel tells the story of a killing spree in a small town. *
رمان داستان یک **کشتار سریالی** در شهر کوچک را روایت می کند.
• *He joked about going on a killing spree in a video game. *
او در یک بازی ویدئویی شوخی کرد که دارد به یک **کشتار بی وقفه** می رود.
• قتل های پیاپی
• کشتار سریالی یا پشت سرهم
________________________________________
🔸 تعریف ها:
1. ** ( جنایی – اصلی ) :** مجموعه ای از قتل ها که در مدت کوتاهی و بدون فاصله ی زیاد رخ می دهند.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: *The criminal went on a killing spree across the city. *
مجرم در سراسر شهر دست به **قتل های پیاپی** زد.
2. ** ( رسانه ای – عمومی ) :** اصطلاحی برای توصیف خشونت شدید و پشت سرهم در اخبار یا فیلم ها.
- مثال: *The movie depicts a killing spree by a gang. *
فیلم یک **کشتار سریالی** توسط یک باند را نشان می دهد.
3. ** ( استعاری – محاوره ای ) :** گاهی به صورت طنز یا اغراق برای توصیف فعالیت شدید و بی وقفه ( غیرخشونت آمیز ) .
- مثال: *She went on a shopping spree, not a killing spree. *
او به یک **خرید بی وقفه** رفت، نه یک **کشتار سریالی**.
________________________________________
🔸 مترادف ها:
________________________________________
🔸 مثال ها:
مظنون بعد از یک **قتل پیاپی** دستگیر شد.
رمان داستان یک **کشتار سریالی** در شهر کوچک را روایت می کند.
او در یک بازی ویدئویی شوخی کرد که دارد به یک **کشتار بی وقفه** می رود.