🔸 معادل فارسی:
• بالا بردن / افزایش دادن ( شدت، سطح یا حجم )
• ارجاع دادن به سطح بالاتر ( در مدیریت یا تصمیم گیری )
• تشدید کردن / شدیدتر کردن
🔸 مثال ها:
• “The issue was too complex for the team to resolve, so they kicked it up to the regional manager. ”
... [مشاهده متن کامل]
مسئله برای حل کردن توسط تیم خیلی پیچیده بود، بنابراین آن را به مدیر منطقه ارجاع دادند.
• “The new policy is expected to kick up to the board for final approval next week. ”
انتظار می رود سیاست جدید برای تأیید نهایی هفته آینده به هیئت مدیره ارسال شود.
• “The storm kicked up to a category 4 hurricane within hours. ”
طوفان ظرف چند ساعت به طوفان درجه ۴ تشدید شد.
• بالا بردن / افزایش دادن ( شدت، سطح یا حجم )
• ارجاع دادن به سطح بالاتر ( در مدیریت یا تصمیم گیری )
• تشدید کردن / شدیدتر کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
مسئله برای حل کردن توسط تیم خیلی پیچیده بود، بنابراین آن را به مدیر منطقه ارجاع دادند.
انتظار می رود سیاست جدید برای تأیید نهایی هفته آینده به هیئت مدیره ارسال شود.
طوفان ظرف چند ساعت به طوفان درجه ۴ تشدید شد.