نکته:
ریشه شناسی و کاربرد:
این عبارت در دهه های اخیر در گفتمان سیاسی و اقتصادی رواج یافته است، به ویژه برای توصیف رفتار دولت ها در مواجهه با بحران های مالی، بدهی ها، یا مسائل زیست محیطی.
تفاوت با مفاهیم مشابه:
... [مشاهده متن کامل]
Postpone ( به تعویق انداختن ) یک واژه ی خنثی برای تأخیر در انجام کاری است.
Procrastinate ( تعلل کردن ) به تأخیر انداختن کارها ( معمولاً به دلیل تنبلی ) اشاره دارد.
Kick the can down the road اما تصویری ترین و انتقادی ترین گزینه است که به تعویق انداختن عمدی و غیرمسئولانه ( با آگاهی از اینکه مشکل حل نخواهد شد ) اشاره دارد و بر جنبه های فرار از مسئولیت تأکید می کند.
ریشه شناسی و کاربرد:
این عبارت در دهه های اخیر در گفتمان سیاسی و اقتصادی رواج یافته است، به ویژه برای توصیف رفتار دولت ها در مواجهه با بحران های مالی، بدهی ها، یا مسائل زیست محیطی.
تفاوت با مفاهیم مشابه:
... [مشاهده متن کامل]
Postpone ( به تعویق انداختن ) یک واژه ی خنثی برای تأخیر در انجام کاری است.
Procrastinate ( تعلل کردن ) به تأخیر انداختن کارها ( معمولاً به دلیل تنبلی ) اشاره دارد.
Kick the can down the road اما تصویری ترین و انتقادی ترین گزینه است که به تعویق انداختن عمدی و غیرمسئولانه ( با آگاهی از اینکه مشکل حل نخواهد شد ) اشاره دارد و بر جنبه های فرار از مسئولیت تأکید می کند.
به تعویق انداختن.
یک اصطلاح به معنای به تأخیر انداختن یا اجتناب از رسیدگی به یک مشکل.
یک اصطلاح به معنای به تأخیر انداختن یا اجتناب از رسیدگی به یک مشکل.
🔸 معادل فارسی:
• مشکل را به تعویق انداختن / تصمیم گیری را به آینده موکول کردن
• ( در کاربرد سیاسی و مدیریتی ) یک مشکل یا بحران را حل نکردن و آن را برای آینده باقی گذاشتن
• ( در کاربرد روزمره ) از انجام یک کار دشوار یا ناخوشایند طفره رفتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
The government is just kicking the can down the road instead of solving the debt crisis.
دولت به جای حل بحران بدهی، فقط مشکل را به آینده موکول می کند ( به تعویق می اندازد ) .
They keep kicking the can down the road on climate change.
آنها مدام تصمیم گیری در مورد تغییرات اقلیمی را به تعویق می اندازند.
We need to solve this now, not kick the can down the road.
ما باید این را الان حل کنیم، نه اینکه به تعویق بیندازیم.
Politicians often kick the can down the road to avoid unpopular decisions.
سیاستمداران اغلب برای جلوگیری از تصمیمات نامحبوب، مشکلات را به تعویق می اندازند.
• مشکل را به تعویق انداختن / تصمیم گیری را به آینده موکول کردن
• ( در کاربرد سیاسی و مدیریتی ) یک مشکل یا بحران را حل نکردن و آن را برای آینده باقی گذاشتن
• ( در کاربرد روزمره ) از انجام یک کار دشوار یا ناخوشایند طفره رفتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
دولت به جای حل بحران بدهی، فقط مشکل را به آینده موکول می کند ( به تعویق می اندازد ) .
آنها مدام تصمیم گیری در مورد تغییرات اقلیمی را به تعویق می اندازند.
ما باید این را الان حل کنیم، نه اینکه به تعویق بیندازیم.
سیاستمداران اغلب برای جلوگیری از تصمیمات نامحبوب، مشکلات را به تعویق می اندازند.
ریشه :
Kick :لگد زدن
Can : قوطی حلبی - مثل قوطی تن ماهی یا کمپوت میوه
لگد زدن قوطی در طول جاده
استعاره از اینکه مشکلی سر راهمون پیش اومده . قوطی سر راهه و باید آن را برداریم ولی بجای آن با لگد به جلو پرتش می کنیم . الان از شر آن راحت می شیم ولی چند لحظه دیگه دوباره آش همون آش و کاسه همون کاسه است دوباره می رسیم به قوطی .
... [مشاهده متن کامل]
پس منظور به تعویق انداختن راه حل در برخورد با مشکلات یا ارائه راه حل ناکارامد است که مشکل را از ریشه حل نمی کند . اگر خاطرتون باشه مثل سنگریزه در درس فارسی است . بجای برداشتن سنگریزه از داخل کفشمون مرتب اون را در کفش جابجا می کنیم .
Kick :لگد زدن
Can : قوطی حلبی - مثل قوطی تن ماهی یا کمپوت میوه
لگد زدن قوطی در طول جاده
استعاره از اینکه مشکلی سر راهمون پیش اومده . قوطی سر راهه و باید آن را برداریم ولی بجای آن با لگد به جلو پرتش می کنیم . الان از شر آن راحت می شیم ولی چند لحظه دیگه دوباره آش همون آش و کاسه همون کاسه است دوباره می رسیم به قوطی .
... [مشاهده متن کامل]
پس منظور به تعویق انداختن راه حل در برخورد با مشکلات یا ارائه راه حل ناکارامد است که مشکل را از ریشه حل نمی کند . اگر خاطرتون باشه مثل سنگریزه در درس فارسی است . بجای برداشتن سنگریزه از داخل کفشمون مرتب اون را در کفش جابجا می کنیم .
پشت گوش انداختن مشکل
کاری را به تعویق انداختن. کار امروز را به فردا انداختن