kelvin

/ˈkelvən//ˈkelvɪn/

معنی: تقسیم شده بصد درجه سانتیگراد
معانی دیگر: (فیزیک و شیمی) کلوین (سنجه ی دما برابر با یک درجه ی سانتی گراد)، اسم خاص مذکر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a thermodynamic temperature scale whose degree intervals correspond to those of the Celsius scale and in which zero degrees, or absolute zero, is equal to -273.15 degrees Celsius.

(2) تعریف: (l.c.) one unit of this scale.
صفت ( adjective )
• : تعریف: of, pertaining to, or designating the Kelvin thermodynamic scale of temperature or a unit of this scale.

جمله های نمونه

1. City spokesman Kelvin McNeill said police plan to schedule an appointment with the parents, each of whom has a separate attorney.
[ترجمه ترگمان]کلوین مک نیل، سخنگوی شهر مک نیل، اظهار داشت که پلیس قصد دارد با پدر و مادر، که هر یک از آن ها یک وکیل جداگانه دارد، قرار ملاقات بگذارد
[ترجمه گوگل]کلوین مک نیل، سخنگوی شهر، گفت که برنامه پلیس برنامه ریزی برای قرار ملاقات با والدین، که هر کدام از آنها یک وکیل جداگانه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Wigan team-mate Kelvin Skerrett, who did the same, received a severe reprimand.
[ترجمه ترگمان]هم تیمی او - کلوین Skerrett نیز که همین کار را انجام داد، مورد توبیخ شدید قرار گرفت
[ترجمه گوگل]کالین اسکرت، هم تیمی وایگان، که همان کار را انجام داد، به شدت گریه می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. One who held to this view was Lord Kelvin himself.
[ترجمه ترگمان]کسی که این منظره را در نظر گرفته بود، لرد Kelvin بود
[ترجمه گوگل]کسی که به این دیدگاه رسید، خودش لرد کلوین بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. With regular centre-forward Kelvin Simple taking over duties in goal, the City Reserves had only four players left on the park.
[ترجمه ترگمان]در حالی که کلوین با مرکز منظم انجام وظایف خود را به دست می گیرند، ذخایر شهر تنها چهار بازیکن در این پارک باقی مانده اند
[ترجمه گوگل]با به طور منظم به جلو به جلو کلوین ساده گرفتن وظایف در هدف، Reserves شهر تنها چهار بازیکن در پارک باقی مانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The siphon recorder, adapted by Lord Kelvin from the Gauss/Weber mirror galvanometer.
[ترجمه ترگمان]دستگاه recorder siphon که توسط لرد کلوین از the گاوس \/ وبر اقتباس شده است
[ترجمه گوگل]ضبط کننده سیفون، توسط لرد کلوین از گالوانومتر آینه گاوس / وبر اقتباس شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The Museum of Transport is housed in the Kelvin Hall and subsequent investigation revealed that 3 cars were infested.
[ترجمه ترگمان]موزه حمل و نقل در تالار کلوین و تحقیقات بعدی نشان داد که ۳ اتومبیل مورد هجوم قرار گرفته اند
[ترجمه گوگل]موزه حمل و نقل در کلوین هال قرار دارد و تحقیقات بعدی نشان می دهد که 3 اتومبیل آلوده شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. In his presentation of the theorem, Kelvin omitted many details.
[ترجمه ترگمان]در معرفی قضیه، کلوین جزئیات زیادی را حذف کرد
[ترجمه گوگل]در ارائه این قضیه، کلوین جزئیات زیادی را حذف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Susan Storm: Johnny, you were at 000 Kelvin . Any hotter, and you are approaching supernova.
[ترجمه ترگمان] جانی استورم، تو بیش از ۱۰۰۰ سال داشتی داغ تر از همه است و به ستاره دنباله دار نزدیک می شوی
[ترجمه گوگل]سوزان طوفان: جانی، شما در حدود 000 کلوین بودید هر گرمتر، و شما نزدیک به ابرنواختر هستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Kelvin Lau is the regional economist at Standard Chartered Bank Hong Kong.
[ترجمه ترگمان]کلوین لایو، اقتصاددان منطقه ای در بانک Chartered استاندارد هنگ کنگ است
[ترجمه گوگل]کلوین لاو اقتصاددان منطقه ای در Standard Chartered Bank Hong Kong است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Kelvin of thermodynamic temperature unit is consists of 4 dimensional space, minus 4 dimensional time and an coefficient of 2 7 its physical expression has upgraded into.
[ترجمه ترگمان]کلوین تابع دمای ترمودینامیکی متشکل از فضای ۴ بعدی، من های ۴ بعدی و ضریب ۲ ۷ است که بیان فیزیکی آن به روزرسانی شده است
[ترجمه گوگل]کلوین از واحد درجه حرارت ترمودینامیکی شامل 4 بعد فضایی، منهای 4 بعدی و ضریب 7 7 بیان فیزیکی آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The Kelvin cooling time for the Earth is then about 30,000 years.
[ترجمه ترگمان]زمان خنک کنندگی کلوین برای زمین حدود ۳۰۰۰۰ سال است
[ترجمه گوگل]زمان خنک کردن کلوین برای زمین حدود 30،000 سال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Jessica went bananas when she discovered Kelvin had left her chicken wings burning on the barbeque.
[ترجمه ترگمان]جسیکا وقتی کشف کرد که Kelvin در حال کباب کباب شده بود، به موز رفت
[ترجمه گوگل]جسیکا هنگامی که کلوین بال مرغ خود را بر روی کباب بریزد، موز را ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Then the curse of Kelvin strikes.
[ترجمه ترگمان] و بعدش طلسم حمله \"Kelvin\" شروع میشه
[ترجمه گوگل]سپس لعنت به اعتصاب کلوین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Marie looked a little shocked when Lord Kelvin said that.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که لرد کلوین گفت: ماری کمی یکه خورد
[ترجمه گوگل]وقتی لرد کلوین گفت، ماری کمی شوکه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Such as kilogram of mass unit, Kelvin of thermodynamic temperature, Joule of energy unit, Ampere of electric current intensity and Newton of force unit and so on?
[ترجمه ترگمان]مثلا کیلوگرم واحد جرم، کلوین، دمای ترمودینامیکی، ژول یکای انرژی، آمپر جریان الکتریکی و واحد نیرو و غیره؟
[ترجمه گوگل]مانند کیلوگرم واحد جرم، کلوین درجه حرارت ترمودینامیکی، جول انرژی واحد، آمپر جریان شدت الکتریکی و نیوتون نیروی واحد و غیره؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تقسیم شده به صد درجه سانتیگراد (اسم)
kelvin

تخصصی

[خودرو] کلوین
[شیمی] 1- کلوین (سنجه ى دما برابر با یک درجه ى سانتی گراد) 2- سنجش حرارت چیزى در مقایسه با دماى صفر یا15/273ـ درجه ى سانتی گراد زیر صفر
[سینما] واحد درجه حرارت نور - واحد کلوین - واحد اندازه گیری حرارت رنگ - واحد دمای رنگ - واحد سنجش حرارت رنگ
[برق و الکترونیک] کلوین، ( K، همواره بدون علامت درجه به کار می رود) واحد دما در سیستم بین المللی واحدها ( SI)، برابر با کسر 1 بر روی 272/16 دمای ترمودینامیکی نقطهی سه گانه ی آب، که قبلاً درجه ی کلوین نامیده می شود. مقیاس دمای کلوین بر اساس درجه ی سلسیوس است با این تفاوت که کل مقیاس طوری جا به جا شده است که K صفر مطلق را نشان می دهد. در یان مقیاس، آب در K 273/16 یخ می بندد و در K 373/16 می جوشد . با افزودن 273/16 به مقدار سلسیوس ( سانتیگراد قبلی) مقدار متناظر بر حسب گلوین به دست می آید .

به انگلیسی

• lord kelvin, title of william thompson (1824-1907), british physicist and mathematician who developed the kelvin scale of temperature; unit of absolute temperature equal to 1/273.16 of the kelvin scale temperature of the triple point of water

ارتباط محتوایی

معنی اصلیتقسیم شده بصد درجه سانتیگرادمعانی متفرقه( فیزیک و شیمی ) کلوین ( سنجه ی دما برابر ب ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • ( 1 ) تعریف: a thermodynamic temperature scale whose degree intervals correspo ...جمله های نمونه1. City spokesman Kelvin McNeill said police plan to schedule an appointment with the parents, each ...مترادفتقسیم شده به صد درجه سانتیگراد (اسم) kelvinبررسی تخصصی[خودرو] کلوین [شیمی] 1 - کلوین ( سنجه ى دما برابر با یک درجه ى سانتی گراد ) 2 - سنجش حرارت چیزى در مقایس ...انگلیسی به انگلیسیlord kelvin, title of william thompson ( 1824 - 1907 ) , british physicist and mathematician who develope ...
معنی kelvin، مفهوم kelvin، تعریف kelvin، معرفی kelvin، kelvin چیست، kelvin یعنی چی، kelvin یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف k، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف k، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف k، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف k
کلمه بعدی: kelvin balance
اشتباه تایپی: نثمرهد
آوا: /کلوین/
عکس kelvin : در گوگل
معنی kelvin

معنی یا پیشنهاد شما