🔸 **معادل فارسی:
• کسی را هوشیار و آماده نگه داشتن
• کسی را به حال خود رها نکردن
• کار کشیدن مداوم از کسی
🔸 مثال ها:
( مدیریتی ) The new manager keeps everyone on their toes with constant deadlines.
... [مشاهده متن کامل]
مدیر جدید با دادن مهلت های مداوم، همه را هوشیار نگه می دارد.
( ورزشی ) Playing against stronger opponents keeps you on your toes.
بازی با حریفان قوی تر، تو را هوشیار و آماده نگه می دارد.
( روزمره ) Having young children certainly keeps you on your toes!
بچه کوچیک داشتن قطعاً آدم رو هوشیار نگه می داره!
( طنز ) My cat keeps me on my toes – I never know where she'll hide next.
گربه م من رو هوشیار نگه می داره – هیچوقت نمی دونم بعداً کجا قایم می شه.
• کسی را هوشیار و آماده نگه داشتن
• کسی را به حال خود رها نکردن
• کار کشیدن مداوم از کسی
🔸 مثال ها:
( مدیریتی ) The new manager keeps everyone on their toes with constant deadlines.
... [مشاهده متن کامل]
مدیر جدید با دادن مهلت های مداوم، همه را هوشیار نگه می دارد.
( ورزشی ) Playing against stronger opponents keeps you on your toes.
بازی با حریفان قوی تر، تو را هوشیار و آماده نگه می دارد.
( روزمره ) Having young children certainly keeps you on your toes!
بچه کوچیک داشتن قطعاً آدم رو هوشیار نگه می داره!
( طنز ) My cat keeps me on my toes – I never know where she'll hide next.
گربه م من رو هوشیار نگه می داره – هیچوقت نمی دونم بعداً کجا قایم می شه.