keep one's shit tight

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• مرتب و منظم بودن
• اوضاع را زیر نظر داشتن
• کارها را سر و سامان دادن
• ( عامیانه ) جمع و جور بودن
مثال:
"If you want to succeed in business, you need to keep your shit tight. "
...
[مشاهده متن کامل]

( اگر می خواهی در تجارت موفق شوی، باید اوضاعت را مرتب و منظم نگه داری. )
"Make sure you keep your shit tight so nothing falls out of your backpack. "
( مطمئن شو که وسایلت را محکم بسته ای تا چیزی از کوله پشتی ات بیرون نیفتد. )
"The boss told us to keep our shit tight about the merger until the official announcement. "
( رئیس به ما گفت تا زمان اعلام رسمی، درباره ادغام دهانمان را بسته نگه داریم. )