🔸 معادل فارسی:
• آبروداری کردن ( با وجود تنگدستی )
• حفظ ظاهر کردن
•با سیلی صورتش را سرخ نگه می دارد
مثال؛
Despite being deep in debt, he bought an expensive car to keep his face red with slaps.
... [مشاهده متن کامل]
با وجود بدهی سنگین، ماشین گرانی خرید تا آبروداری کند.
Borrowing money for a luxury wedding is a classic example of keeping one's face red with slaps.
قرض گرفتن برای عروسی مجلل یک نمونه کلاسیک از حفظ ظاهر است.
He's keeping his face red with slaps by driving a BMW he can't afford.
با راندن BMWی که نمی تواند از پس هزینه اش بربیاید، دارد آبروداری می کند.
• آبروداری کردن ( با وجود تنگدستی )
• حفظ ظاهر کردن
•با سیلی صورتش را سرخ نگه می دارد
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
با وجود بدهی سنگین، ماشین گرانی خرید تا آبروداری کند.
قرض گرفتن برای عروسی مجلل یک نمونه کلاسیک از حفظ ظاهر است.
با راندن BMWی که نمی تواند از پس هزینه اش بربیاید، دارد آبروداری می کند.